سرزمين رويايي




٭

فاصله…
قسمت اول.

يكي از نكاتي كه همواره بعد از چند سال كه از زمان ازدواج مي گذرد اتفاق مي افتد مسئله فاصله افتادن بين زنها و شوهرهاست.اين مسئله بخاطر عوامليست كه افراد در ايجاد آن تعمدي ندارند اما در ضمير ناخودآگاه افراد اتفاق مي افتد و باعث ميشود كه فرد دچار درگيريهاي ذهني شود.من چند مورد از آنها را برايتان فهرست ميكنم….
1-ذهنيت غلط.زن و مرد در روزهاي آغازين زندگي واسه هم هلاكند! مدام بهم ميگن فلاني، توروخدا بيا جاي من نفس بكش! اونها براي بدست آوردن همديگه خودشون رو خفه ميكنند.انرژي شديدي مصرف ميكنن .تمام كارهاشون رو كنسل ميكنن و ميچسبند به شيرين كردن زندگي! اما پس از مدتي ديگه تعطيلات تموم شده! و آقايون بايد به كارهاي ديگه هم بپردازند.اين مسئله از جانب زنها پذيرفته نيست! اونها اين افت رو كم شدن علاقه تفسير ميكنن! چون متاسفانه انتظار دارن كه هوا هميشه آفتابي باشه! خيلي ساده پس از كم شدن التهاب آغازين زنها به اشتباه فكرشان مشغول اين مورد ميشه كه جايگاه نخست رو از دست دادند! چون آقاهه مثلاً روزي 20 بار تلفن ميكرده حالا شده روزي 1 بار! در نتيجه يك بحران خزنده در ذهن اونها آغاز ميشه .تنها
بدليل اينكه اونها ظرفهاي احساسي مردها رو نميشناسن .

2-مالكيت.يه ذهنيت باعث ميشه كه زن و مرد اول ازدواج به هم تعهد بدهند كه هيچگاه به هم خيانت نميكنن! اين تعهد خيلي خوشگله اما يه اشكال كوچك داره! اونهم اينكه از نظر روانشناسي مثل راه رفتن روي باتلاق ميمونه! چون مرد يا زني كه از قدرت خود در جذب و جلب همسرش مطمئن نيست يه چنين تعهد بي اعتباري رو وسط ميكشه .تمام زنها و مردهايي كه خيانت ميكنن اين تعهد رو دادند! اشكال اينجاست كه اين حربه بي مزه باعث ميشه كه فرد ضعفش رو پشت اون قايم كنه.كسي از مطرح كردن اين مسئله نيتي نداره ولي ضعف باعث ابراز اون ميشه چون حس ميشه كه الان يه زنجير نامرئي مانع از دست دادن همسر ميشه! اين قرارداد باعث ميشه فرد ناخودآگاه ديگه تلاش كمتري انجام بده چون ميگه همينه كه هست! غلط هم ميكنه زيرآبي بره چون قول داده! واقعيت اينه كه شما اگر به خود و همسرتون اعتماد دارين ديگه مطرح كردن اين مسائل دليلي نداره.اين محكم كاريها در روانشناسي نشونه اينه كه در زواياي باطني فرد اشكال پنهاني شكل گرفته.
3-عدم كاووش.افراد در سالهاي ابتدايي شديداً ميخواهند هميديگه رو بشناسن.اونها براي هم تازگي دارند.اما بعد از مدتي كه از يكسري قيود رها شدند و سيراب شدن فكر ميكنن بعله ديگه ما همسرمون رو بدست آورديم و ديگه لازم نيست كاووش كنيم تا بشناسيمش و بتونيم بهش نزديكتر بشيم! اشكال اينه كه افراد اين شناساييها رو براي جذب كردن انجام ميدن و نه براي درك كردن! نتيجه اينكه بعد از جذب كردن مسلماً ديگه كاووش مفهومي نداره و طراوت از بين ميره. ولي افرادي كه مبنا رو درك كردن ميذارن چون حالات افراد در هر مرحله سني متفاوت است اونها مدام بايد در حال كاووش باشن و مسلماً طراوت هميشه وجود دارد.

4-سكون.اين كشنده ترين عامل يك ازدواج توسط يك زنه ! كه از اتمام بار علمي و سكون فكري نتيجه ميگيره.باز زنها شاغل چون با محيط بيرون در ارتباط هستند دايره اطلاعاتي بازتري دارند ولي خانمهاي خانه دار كه هم فضا و هم زمان نسبتاً كافي براي مطالعه و تحقيق دارند نيروشون رو ميذارن رو گوبلن بافي و تلفن و برنامه هاي بي مزه تلويزيون!خانمها بدونين اگر مي خواهيد زندگي مثال زدني داشته باشين وظيفه دارين هم صحبت خوبي باشيد. هيچ مردي زمان بودن با زني رو كه با مسائل روز دنيا آشناست و صاحب نظره رو از دست نميده.ناز مفت هم نكنين! بي تعارف حرف زدن با بعضيهاتون واقعاً كسالت آوره.هيچي ندارين كه ارائه بديد و فقط تائيد ميكنيد. بعضيهاتون هم كه پز دادن خفه شون كرده.ميرن يه اراجيفي رو ميخونن بعد هم اسمش رو ميذارن روشنفكري! شما بايد مسائل روز رو بشناسين، اتفاقات دنيا رو پيگيري كنين، بجاي اين اراجيف مجله هاي خانواده كه سراسر دروغ و چرت و پرته روزنامه صبح رو بخونين، اين چيزها بشما هم مربوط ميشه. وقتي بار علمي خودتون رو بالا ميبرين ديگه مرد با شما تحليل ميكنه، تجزيه اطلاعات ميكنه،اون وقت ممكن نيست زمان با شما بودن رو از دست بده.بي تعارف مرد زماني از حرف زدن با شما به خميازه مي افته كه شما از مشكلاتي حرف ميزنين كه براي اون خيلي پيش و پا افتادست…خودتون رو جمع و جور كنين.

ادامه دارد……



(0) comments
٭

همجنسگراها كيستند؟

امروز مي خواهم در مورد مطلبي حرف بزنم كه چندان خوشايند عموم نيست اما وجود دارد.متاسفانه سياست اجتماعي ما همواره سكوت و تنفر بوده و اين به ما هميشه ضربه ميزند.چون رفتار ما دقيقاً مثل كسي است كه مي گويد اگر از ميكرب حرف نزنيم جامعه بيمار نميشود!! اما واقعياتي در جامعه وجود دارد كه مبحث امروز را تشكيل ميدهند. متاسفانه به رابطه جنسي بعنوان داد و ستد نگاه ميكنند و كسي را برنده ميدانند كه مي گيرد! يكي از دلايل مصرفي تلقي كردن زنان نيز همين است چون مردان با افتخار! اعلام ميكنند با فلان زن خوابيده اند و پيش خود ديگه براي وي ارزشي قائل نيستند.بايد بدونين كه بر خلاف انتظارتون در دنياي جديد جنسيت افراد با آلت تناسلي تعيين نميشود بلكه در زمان بلوغ كاملاً مشخص ميگردد كه بطور كامل چه جنسيتي به فرد اطلاق گردد.نكته ديگه اينكه ما بغير از زن و مرد جنس ديگري از نژاد انسان هم در كره خاكي داريم كه به اصطلاح دوجنسي SHEMALE ناميده ميشوند. در بين دوجنسيت اول نيز گرايشاتي رو مي بينيم كه نسبت به هم تمايل دارند اما وجود آنان نيز در جوامع بسته همواره انكار مي شود. متاسفانه چون در تربيت غلط جنسي افراد به 2 گروه ACTIVE يا مرد و NONE ACTIVE يا زن تقسيم ميگردند اين گرايشات هميشه غير معمول و مورد نكوهش توصيف شده اند. رابطه زن با زن lesbian خود بخود خنثي و بي اثر تلقي شده و از رابطه مرد با مرد gay هم مترسكي از زنانگي و شخصيتي بي ارزش ياد ميشود! شما بارها و بارها اين روابط رو ديده يا شنيده ايد.البته در جوامع بسته خيلي از افراد بدليل فقدان روابط جنسي دست به اينكار ميزنند اما به آن گرايشي ندارند. اما نگاه جامعه به افراد داراي تمايل به اين روابط ، نگاهي غير قابل بخشش ميباشد.جامعه آنها را به انحرافات جنسي متهم ميكند و گروهي هم آنان را بيمار رواني مي خوانند!! زمانيكه در دنيا روابط همجنسبازان آزاد شد اخلاقيون فرياد بي بند و باري سر ميداند اما بعداً اين افراد در سراسر دنيا پذيرفته شدند و پس از پژوهش آنان را از ليست بيماران خارج كردند.همانطور كه گفتم جنسيت افراد ممكن است آن چيزي نباشد كه در ظاهر مشخص است. همانطور كه شما گرايشات جنسيتي خود را انتخاب نكرديد اين افراد نيز جنسيتشان در اختيار خودشان نيست.آيا شما تا

بحال تلاش كرديد يا قادر هستيد كه خارج از حيطه جنسي خود عمل كنيد؟ مسلماً بدليل همان جواب شما ،نمي توانيد انتظار داشته باشيد كه آنها قادر باشند از رفتار جنسي مورد نظر تبعيت كنند. اما ما بغير از زن و مرد نژاد سومي هم داريم كه به آنها دوجنسي (shemale) گفته ميشود.زناني كه داراي آلت مردانه هستند.براي اين افراد تغيير جنسيت آزاد است اما واقعيت اينست كه لطفي در حق آنان از نظر شخصيتي و روحي نميكند چون اينها نژاد ديگري هستند و داراي خصلتهاي ديگري ميباشند و مسلماً با عمل فيزيكي نمي توان روحيات آنان را عوض كرد. زوري نيست آقاجون!
براي باور كردن وجود آنها در ايران كافيه فقط يه سر به كلوپهاي ايراني ياهو بزنيد تا كثرت افراد gay , lesbian, shemale رو كه در اونها عضو هستند ببينيد.اين افراد رو نبايد كتمان كرد.ولي متاسفانه بدليل ديدگاه بي رحمانه اجتماع و همچنين مسائل مذهبي اينان مجبور به مخفي شدن هستند.شديدترين حكمها براي آنها صادر ميشود و به آنها حق پاسخگويي به نياز طبيعي را نميدهند! ولي اين راه حل نيست. بايد پذيرفت كه آنان بيمار يا منحرف نيستند كه بخواهيم آنان را كتمان يا مجازات يا بدليل عدم همخواني از بين ببريم! آنها در دنيا آزادند و از تمام حقوق شهروندي برخوردارند چون گونه هاي ديگر انسان با خواص و حالتهاي ديگر هستند.كسي به آنها توهين نميكند و مانعي براي پيشرفتشان نيست.ما نيز بايد چشمانمان را بشوييم و جور ديگر بنگريم. .فقط تنها چيزي كه از شما مي خواهم اين است كه بدانيد آنها كاملاً طبيعي هستند.به آنها بديده نفرت نگاه نكنيد و بهشون احترام بذارين.


در مورد اين افراد چند سوال عمومي به من ايميل شد كه من به شما پاسخ ميدهم

1-آيا gay از رابطه لذت ميبرد؟ پاسخ: آري. چون زائده اي ، بالاتر از مقعد، واقع در روده قرار دارد كه در اثر تماس با آن كاملاً به مرد احساس لذت ميبخشد و حتي قادر است آنها را زودتر به انزال برساند.
2-آيا آنها همگي حاوي ايدز هستند؟ پاسخ: خير. ولي نسبت اين معادله در آنها بيشتر است چون اين افراد بايد همواره پنهان باشند و بايد به پوسته هاي زيرين اجتماع بروند و در نتيجه با افراد بي ارزشي براي دفع نياز مجبور به همخوابي ميشوند.مسلماً بيشتر در معرض ويروسHIV قرار ميگيرند.اما دليل نميشود چون طرف gay است ناقل بيماري آفريده شده باشد!
3-آيا رابطه همجنسگرايي براي آنان لذت دارد: پاسخ: بله. همانطور كه شما از غير همنوع لذت ميبريد آنها هم از همنوع لذت ميبرند
و كاملاً ارضا ميشوند چون گرايشات و خلقت و گونه هاي انسان متفاوت است.
4-آيا shemale در اثر رابطه ارضا ميشوند؟ پاسخ: آري. آنها هم داراي مني بوده و به انزال مي رسند اما مني آنها قابليت باروري ندارد



(0) comments
٭

رئيس, من هستم!

يكي از كارهايي كه عموماً از جانب بعضي آقايان ميبينيم مسئله گير دادن به خانمها ميباشد! البته اين مورد رو ما در كشورهاي قومي گرا از قبيل ايران مي تونيم با اين شدت ببينيم و در كشورهايي كه آزاديهاي فردي در اونها رعايت ميشه اين موارد كمتر بچشم ميخوره. من بارها و بارها ديدم كه طرف 2 روزه با يكي آشنا شده ، داره بهش امر و نهي ميكنه! اينكار رو بكن، اينكار رو نكن! يكي هم نيست بهش بگه آخه مرتيكه به تو چه ربطي داره؟ اين مسئله برتري جويي از خصلتهاي يك مرد ميباشد و البته خانمها هم اون ته دلشون با اين خصلت كلي حال ميكنند اما ديگه نه اينكه به واسطه اون قرار باشه هر تبعيد و فشاري رو به زن وارد بيارن.

اصل روانشناسي: اصولاً انسان در زمانيكه ذخيره ذهني و علمي براي ارائه و يا كشش ندارد ، براي بدست آوردن يا حفظ چيزي يا كسي ، از عوامل تظاهر،دروغ،ترحم،نمايش و نظاير اينها بعنوان ابزار استفاده ميكند.

ماجرا از اينجا آب مي خوره كه خانمها از نظر حسي دلشون مي خواد كه هميشه در كانون توجه همسرشون قرار داشته باشند. اين مسئله عاملي ميشه تا زمانيكه مرد نسبت به كارهاي جزئي و شخصي همسرش علاقه نشون ميده يك احساس خوب و گرماي مطبوعي در زن بوجود بياد.ولي مكافات اينه كه آقايون اين مسئله رو درست درك نميكنن.يه چيزي شنيدن و يه قدرتي رو هم دارند درنتيجه فكر مي كنند بايد تو هر سوراخي يه موشي بدونند و فضولي كنند! واقعاً قرار نيست شما بصرف اينكه به هم تعهد داديد كه مال هم باشين يا حتي اگه ازدواج كردين آزاديهاي يكديگر رو سلب كنيد. متاسفانه در بين خانمها هم اين جا افتاده كه فكر ميكنند صرف نظر از عقايد و انجام يكسري كارهاي شخصي بخاطر همسر از علاقه
نشات ميگيره!! ولي واقعاً اين هيچ ربطي به علاقه نداره چرا كه براحتي ميبينين اين مسائل بعد از يه مدت عملاً وظيفه تلقي ميشه و نه لطف. من نميدونم كه يه تعداد از آقايون طبق چه منطقي نظرات شخصيشون رو تحميل ميكنند؟ يا مي خواهند كه همسرشون طبق استانداردهاي اونها زندگي كنه؟ آيا اين موارد و اينگونه برخورد چيزي بجز زور و اعمال قدرت توش وجود داره؟؟


مورد ديگه اينكه طرف تا ازدواج ميكنه به اولين چيزي كه فكر ميكنه كنترله!!! خانم اينكار رو بكن،نكن،بپوش،نپوش و هزارتا اما و اگر ديگه.آقايون، مگر همسر شما آدم سالمي نبود كه شما انتخابش كرديد؟ مگر نه اينكه سالها بدون وجود شما خودش رو حفظ كرده؟ پس ديگه اين لوس بازي ها چيه؟ آيا ميدونين داريد غير مستقيم توهين ميكنين؟ زن رو گوسفند فرض ميكنين كه اگه بالا سرش نباشين هرز ميره!! آيا واقعاً فكر ميكنين كه نشون دادن مردونگي اينجوريه؟براي اينكه زنتون حس كنه شما آدم محكمي هستيد راهش اين نيست كه براش قيافه بگيرين! واقعاً اين رئيس بازي و مسخره بازياي نظير اين چيه كه اولين كاريه كه بعضيهاتون بعد از ازدواج انجام ميدين؟ طرف 4 روزه نامزد كرده قيافه اش رو واسه خانواده عروس ميكنه مثل برج زهر مار كه يعني خانم حواست رو جمع كن! از حالا به بعد اينجا من تصميم گيرنده هستم!! واقعاً اين چه جور زندگي مشتركيه كه توش داره سهم مشاركت تعيين ميشه؟! بخدا اين مثال احمقانه گربه دم حجله كشتن نشونه هيچ چيز بجز حماقت نيست. واقعا مردونگي شما اينجوري زير سوال ميره چون اين رفتار يه فرديه كه ميدونه اينقدر ضعيفه كه همسرش بسرعت از ازدواج با اون پشيمون ميشه بنابراين با اين شيوه مي خواد زن رو تحت سلطه خودش در بياره! آيا شما يه همچين آدمي هستيد كه رفتارتون اينجوريه؟ من اينطور فكر نميكنم.فقط حدس ميزنم كه عرفها و شرايط غلط جامعه داره ناخودآگاه باعث ميشه كه شما اين رفتار رو انجام بدين. اگر شما آدم روشني باشيد مسلماً نبايد اين رويه رو انتخاب كنين. پس لطفاً بس
كنيد. بيشتر از اين خودتون رو در معرض خنده ديگران قرار ندين.مسلماً كسي كه داره با شما ازدواج ميكنه پيمان نميبنده كه آزاديهاش رو ازش بگيرين. اين ذهنيت غلط كه هميشه نگران خيانت همسرتون هستيد ريشه در افكار شما داره و نه در عملكرد همسرتون.واقع بين باشن. زنها واقعاً به قصد خيانت با شما ازدواج نميكنند و اگر هم در اين مورد اتفاقي صورت بگيره مقصرش تنها و تنها رفتار خود شما بوده كه همسرتون رو مجاب نكرديد.آقايون، همه زنها به يك حامي احتياج دارند و نه يك فضول! نه يك آقا بالا سر كه تعيين تكليف كنه. زن احتياج به يه هم فكر داره كه بتونه بيشتر رشد كنه نه اينكه يه نفر بخاطر ضعف خودش اونها رو محدود كنه. باور كنين ايجاد جذابيت در اين مسخره بازيها نيست بلكه در توانايي كشش يك نفر خلاصه شده. خب، اگر يكنفر اين مهم رو نداشته باشه آيا ابزاري غير از زور و تصاحب رو بر ميگزينه؟ آقايون، اين واژه زشت متعلقه كه بابا بزرگ هاتون ازش استفاده ميكنند و با افتخار ازش ياد ميكنند خيلي شرم آوره.اين واژه در مورد اجسام بكار ميره نه در مورد موجودي كه چيزي جز روح و لطافت نيست.ولي شما هم از شنيدنش هيچ حسي بهتون دست نميده. پس ببينين تفكرات گذشته روي زندگي شما چه راحت تاثير گذاشته..سعي كنين اين تغيير رو در خودتون ايجاد كنيد.دوران جاهليت تموم شده.باور كنيد.



(0) comments
٭

حالات زنان را بشناسيد

بعضي از زنان بدليل ذهنيات ،شرايط زيستي و بخاطر ناكامي جنسي، نا خود آگاه بعد از ازدواج به درون يك سري مشكلات و كشمكشهاي روحي مي افتند كه افسردگي و ياس از زندگي نتيجه ساده اونه.اين درگيريها شامل 3 مرحله پيوسته و در عين حال جدا از هم ميباشد كه آقايون حتماً بايد آنها را دقيق بشناسند. چراكه اونها اگر يه زندگي آروم ميخواهند بايد بتوانند مثل يك وزنه در طرف ديگه ترازو عمل كنند تا وضعيت ثابتي شكل بگيره .من بارها گفتم كه روابط جسمي تاثير مستقيم بر روحيات و درجه شادابي افراد داره ولي متاسفانه عرفهاي قديمي زورشون از من بيشتره!! اين موارد بعد از ازدواج نمود ميكنه و اين آقايون هستند كه نقش مهمي رو در از بين بردنش بازي ميكنند. متاسفانه آقايون اصلاً شناختي از اين مسائل ندارند ولي فكر ميكنند چون مثلاً 3 سال با يكي دوست شدن طرف رو ميشناسن!…به هر حال من اين حالات رو براتون ميگم تا در صورت مواجه با اونها جا نخوريد.. .

1-گروه اول زناني هستند كه زندگي سنتي دارند و شامل خيلي از مادران و اطرافيان ما ميشوند.آنها گرفتاريهاي خانگي زيادي دارند و تمام نيروي عصبي و روحي و جسمي آنان صرف فعاليتهاي خانه داري ميشود.گرفتاريهاي مادي و تهيه معاش هم مزيد بر علت ميشود تا زندگي روزمره تمام ذهن اونها رو پر كنه و اونها رو آنچنان غرق خودشون بكنه كه يكباره اونها تبديل به يك مجسمه سنگي بشن! اونها ديگه يا توان ندارند و يا به روابط و مسائل زناشويي نيز بچشم يكي از كارهاي خونه نگاه ميكنند!! متاسفانه آنها

بسرعت تحليل ميروند . از طرفي چون اين مسائل تمام ذهنيت اونها رو مشغول كرده ديگه داراي ذهنيت آرومي نيستند كه بخواهند پذيراي روحي يك مرد هم باشند.مسلماً آقاهه هم يه
زندگي متروك رو در خونه پيدا ميكنه.از طرفي زنش جداً زحمت ميكشه و از طرف ديگه نه اون و نه همسرش چيزي دريافت نميكنند! نتيجه اينكه الكي خودشون رو راضي نشون ميدن و ماسك رضايت به صورت ميزنن.ولي روحياتشون رو مدفون ميكنند.
2-گروه دوم زناني هستند كه از مرحله بالا سالم بيرون ميان.اونها به خودشون و روابط عاشقانه في مابين در زندگي اهميت ميدن و نميگذارند مسائل اجتماعي خلوت اونها رو بهم بزنه.ولي خوشگل اينجاست كه اين زنان هم ناراضي هستند! اينها رو براحتي ميتونيد در اطرافتون ببينيد.زناني كه نوازش رو بسيار دوست دارند ولي بدليل تربيت غلط ، ناآگاهانه دچار انزجار از رابطه شده اند.تنها دليلي كه اونها حاضر ميشوند ايجاد رابطه كنند اين است كه طرف شوهرشونه و براي همين تسليم ميشوند!! يعني يك تجاوز آبرومندانه! من در مبحث نوازش گفتم كه اين تكنيك براي زمانيست كه رابطه جنسي جوابگوي زن نيست اما اين زنان با آن مورد فرق دارند.اينها در اثر نوازش به حالت روحي لازم ميرسند ولي از رابطه لذت نميبرند!در واقع نوازش اونها رو اقناع ميكنه ولي متاسفانه اين ارضا مصنوعي بوده و در دراز مدت شرايط وخيمي رو براتون رقم ميزنه.بعبارت ديگه آنها هميشه تشنه هستند ولي آب آنها را سيراب نميكند! اين افراد اگر براي خود ارزش قائل نشوند و ذهنيت قديمي را دور نريزند و به نيازهاي طبيعي خود بعنوان يك حق مسلم نگاه نكنند مسلماً به تيكهاي شديد

عصبي دچار خواهند شد.آنها براحتي دچار زدگي از زندگي ميشوند و پس از كله پا شدن تشريف ميبرند و به گروه اول مي پيوندند.
3-گروه سوم زناني هستند كه از مرحله دوم هم سالم بيرون مي آيند.ولي ايندفعه اينها خيلي خونگرم ميباشند و در نتيجه خودشون رو از اونور بام مي اندازن پايين!! دقيقاً مثل يك شمع كه داره از 2 طرف ميسوزه شعله زيادي ميدهند ولي فرتي هم به پايان ميرسن! مشكل اينجاست كه اونها در اثر سركوبهاي پياپي انتظار بيش از حدي از روابط جنسي دارند. اونها فكر ميكنند اينقدر بايد همخوابي با يك همسر عاشق شيرين باشد كه آنها را يه 10 دقيقه اي بيهوش كند! در واقع به عقيده اونها رابطه با همسر عاشق زماني حال ميده كه مثل زنبور عسل بعد از رابطه يكي از طرفين از بين بره!! متاسفانه سر خوردگي و انحراف در اين زنان بسيار زياد است چرا كه مفهوم آنها از سيرابي ، بدليل سركوب جنسي و زندگي مستمر در تخيلات و همچنين همواره در انتظار عاشق بودن ، چيزي خارج از توان يك رابطه جنسي ميباشد.اينها بايد در خودشان باز نگري كرده و نگذارند كه از حد اعتدال خارج شوند.اين افراد با يك ديد رومانتيك بسرعت علاقه خود را به همسر از دست ميدهند چرا كه شوهر نميتواند جوابگوي تصورات وي باشد.



(0) comments
٭

متلك….

يه ذره فكر كنين ببينين اين حركت چه معني داره؟! مفهومش كجاست؟! نتيجه اش چيه؟! اين حركت رو ما داريم بصورت فراگير در معابر عمومي ميبينيم اما چرا؟؟ عموماً اين آقايان هستند كه متلك مي گويند ولي خانمها هم خيلي بي تقصير نيستند و گاهاً اين وسط اونها هم يه نمكي ميريزند.شما كافيه يه نگاه به اطراف خودتون بندازين تا براحتي انواع و اقسام كلمات ريز و درشت رو كه اطرافيانتون بسمت همديگه شليك ميكنند رو ببينين. اين مهم چندين المنت داره كه من مهمترينش رو براتون فهرست ميكنم…

1-اوليش يعني من خيلي باحالم!!! شما طرف رو ميبينين ، وقتي تنها داره از يه مسير رد ميشه اينقدر معصوم به نظر مياد كه اين جيگرتون براش كباب ميشه! مثل بچه آدم سرش تو كار خودشه و آرومه.اما خدا نكنه همين فرد با چهارتا از دوستاش يجا جمع بشن! ديگه يارو ميشه يه سكوي پرتاب موشك! به هر ننه قمري كه رد ميشه يه جفنگي پرت ميكنه و بعد هم با دوستاش هِر هِر ميخندن! اين بين خيلي از پسرها رسم شده.اونها بايد يه چرتي بگن تا نشون بدن چقدر بچه با مزه اي هستند! يجور غيرمستقيم نشون بدن كه چقدر زرنگ هستن! يه حس كه نشون بده جنس مخالف براش اهميتي نداره! يه استحكام واقعاً پوشالي. و در نهايت اينكه بگن من كارم درسته بچه ها! جفنگ ميگم تا شما بخندين! شماها با من بهتون خيلي خوش ميگذره!..يه چيزي تو مايه هاي يه دلقك!!!
2-گروه دوم دارن نا خود آگاه يه خشم رو نشون ميدن.اونها يه فرد رو ميبينن و از ظاهرش اينطور برداشت ميكنن كه در حد و اندازه هاي اون نيستند. ولي بدبختانه بجاي اينكه فكر كنند اين تفاوت كجاست؟ دليلش چيه؟ اصلاً تفاوتي وجود داره يا نه؟ همه اينها رو ول ميكنند ميچسبند به ترور شخصيت.فكر ميكنن اينجوري مشكلشون حل ميشه.به عبارت ديگه خودشون قدرت ندارن يه پله بالا برن، تصميم ميگيرن ديگران رو يه پله بكشند پايين!

3-گروه سوم خيلي شبيه گروه قبل هستند.اونها دستشون به گوشت نمي رسه ميگن پيف پيف بو ميده! اونها حس ميكنند طرف مقابل خيلي متشخصه، وچون خودشون اين فاكتور رو ندارن، ميدونن كه هيچ شانسي براي بدست آوردنش ندارند.نتيجه هم كاملاً معلومه.چشم عسلي، جيگر، بخورمت وهزار تا پرت و پلا ديگه مثل اينها تحويل ملت ميدن!
4-گروه چهارم هم يه عده از دخترها هستند.گروهي كه واقعاً خودشون كرم دارند! اونها واقعاً به توجه نياز دارند و براي همين خودشون رو در موقعيتي قرار ميدهند تا متلك بخورند و خيالشون راحت بشه كه مورد توجه قرار گرفتند.خيلي از اين افراد رو داريم كه تا دو تا كلمه بهشون پرت ميشه نيششون رو تا بناگوششون باز ميكنن و خط ميدن.يه چنين دختري مسلماً يه بازيچه قرار ميگيره.دختري كه به اين سادگي تا تحت آماج قرار ميگيره، خودش رو خراب ميكنه چطور انتظار داره كه پسر به اون به چشم يه فرد قابل اعتماد نگاه كنه؟ مسلماً تمام حرفهاي پسره هم ناشي از صداقت نيست چون فهميده نقطه اي كه ميشه ازش خارج از چهارچوب يه نسيبي برد كجاست.
تمام اين مسائل از فرهنگ و تربيت غلط نشات ميگيره.از عقده هاي ارتباطي كه در اجتماع وجود داره و اينجوري در رفتار افراد بروز ميكنه . همه هم خودشون رو به نفهمي زدن و كسي هم حاضر نيست قبول كنه كه شما امنيت نداري و نميتوني بدون اينكه زير زربين قرار نگيري نفس بكشي. نتيجه اين ميشه كه يه ديوار احمقانه بين مردها و زنها در اجتماع درست شده..شما نميتوني از يه زن آدرس بپرسي چون هم ميترسي طرف فكر كنه شما عجب آدم ناتويي هستي و هم ممكنه جواب دقيقي دريافت نكني !! مثلاُ ممكنه وقتي بپرسي : عذر ميخوام خانم..ساعت چنده؟ جواب بشنوي: برو گمشو پدر سگ!!!! خب اين يعني چي؟ يعني اينقدر ضربه ديدن كه هر چيزي رو يه ضربه تفسير كردن و واكنش نشون دادن. مشكل اينجاست كه خيلي از افراد هم ميدونند كه اين كار يه رفتار جنتلمنانه نيست ولي تا با دوستانشون دور هم جمع مي شوند باز هم اين بساط بي مزه بازي رو پهن ميكنند…

خانمهاي عزيز…متاسفانه شرايط بگونه اي شده كه شما نميتونين راست راست تو يه محل عمومي راه برين! …چيزي نيست كه شما بوجودش آورده باشين ولي مثل خيلي چيزهاي ديگه فعلاً شما مجبورين كه هزينه اون رو بپردازين. تنها چيزي رو كه بايد بدونين اينه كه اين رفتار يه رفتار ناشي از عقده و ضعفه .در مقابل اين رفتار نه واكنش نشون بديد و نه جبهه گيري كنيد.اون فردي كه اينگونه برخورد ميكنه بيشتر به ترحم احتياج داره ،نه تنبيه يا واكنش ،چون اينقدر ضعيفه كه اين تنها وسيله بروز شخصيتيش شده…ممكنه مورد توهين هاي ركيكي هم قرار بگيريد ولي باز بدونين كه جامعه ما بيماره و مشكلات اينچنيني حتماً گريبانگير افراد ساكن در اون خواهد شد…در انتها بايد بگم كه شايد اين جمله تعبير خوبي داشته باشه كه بهترين و منطقي ترين جواب براي بعضي ها خاموشيست……..

يك نفر هم توي صفحه حرفهاي شما به كمكتون احتياج داره .





(0) comments
٭

شناسايي

يكي از كارهايي كه هميشه زنها و مردها در حال انجام اون هستند شناساييه.مسلماً دو نفر براي ازدواج بايد يكديگر رو كاملاً بشناسند تا بتونند فردي رو كه مكمل روحي وجسمي اونهاست ، انتخاب كنند.ولي متاسفانه داستان تا همينجاش قشنگه ! چون افراد اين شناسايي رو نصفه انجام ميدن! 2 نفر همواره شروع به كاووش در اخلاقيات و روحيات هم ميكنند تا در انتخاب اشتباه نكنن اما هيچوقت آخرين مرحله و يكي از مهمترين مراحل شناسايي رو انجام نميدن! يعني شناسايي جسمي. عاملي كه افراد با افتخار! يه خط روش ميكشند و اون رو مهم نميدونند در حاليكه شايد اين مسئله از نظر زناشويي مهمترين عامل نباشه اما از نظر حساسيت هيچ عاملي مهمتر از اون نيست.اين عامل در ابتدا مثل يك نقطه مي مونه اما بعد از ازدواج در اثر عدم همخواني آنچنان بزرگ ميشه كه كم كم تمام جونتون رو ازتون ميگيره! شما چرا فكر نميكنين كه بعد از اينكه تمام آيتم هاي يك نفر رو براي ازدواج چك كرديد نبايد يه چك پوينت هم براي مسائل جنسي قرار بدين؟ واقعاً مثل اينكه بعضيهاتون اصلاً خوشتون مياد خودتون رو بدبخت كنين.مسائل جسمي برخلاف اسمش كاملاً به روحيات و اعصاب ارتباط داره و اگر كوچكترين اختلالي در اون بوجود بياد به سادگي و مثل خيلي از اطرافيانتون، شما رو بجنگهاي عصبي هدايت ميكنه. ولي خيليهاتون اصلاً بهش فكر نميكنين .اصلاً انگار نه انگار كه اين عامل جزء شناسايه.كاملاً رفتارتون مثل آدميه كه رفته هندونه بخره! اصلاً از توش خبر نداره.كلي تو سر هندونه ميزنه اما آخرش شانسش پنجاه ، پنجاست.خواهش ميكنم اين حماقت رو مرتكب نشين.خيلي از دخترها به محض اينكه عاشق ميشن همه چيز براشون تمومه! مغزشون قفل ميشه! خيلي از پسرها هم به محض ديدن يه دختر خوشگل ديگه عقلشون كار نميكنه. بالا خونه، تعطيل! چون دخترها عشق رو پاسخگوي همه چيز ميدونند و پسرها هم فكر ميكنند يه دختر خوشگل لذت جنسيه بيشتري بهشون ميده!! نميخواين از اين مسخره بازيهاتون دست بردارين؟ نميخواين يكم تصميم بگيرين منطقي تر باشين؟ شما بايد بدونين كه بعد از ازدواج 70% دخترها ميفهمند كه آقا پسر اصلاً بلد نيست عشق رو با حرارت پيوند بزنه.كم كم ميبينند فقط يه هوس فيزيكي داره مرد رو بسمت همسرش ميكشونه! از اون طرف پسره تا قبل از ازدواج فكر ميكرده ميتونه سنگ رو بتركونه! اما بعد از چند مدت كه بادش خوابيد كم كم موتورش مياد پايين و كم مياره! گروهي هم بعد از ازدواج با همون دختري كه بقول خودشون مثل هلو! مي مونه تازه ميفهمن كه با
چه مجسمه اي ازدواج كردن! دختر اجازه تخليه كامل روحي رو به پسر نميده چون طبعش سردتر از پسره است و در نتيجه پسر بسرعت به سمت ناسازگاري و مشكلات حاشيه اي هجوم ميبره! حتي خيليها اصلاً از اندام همسرشون خوششون نمياد ولي مجبورند تمام لذتي رو كه سالها سركوب كردند و انتظارش رو كشيدند با چيزي كه تمايلي بهش ندارند پاسخ بدهند.آينده روحي اين افراد هم كاملاً مشخصه. شما بايد اين شناسايي ها رو انجام بدين.شما اصلاً قدرت جنسي خودتون رو نميشناسين. شما به الان نگاه نكين.يايد بدونين كه اين مسائل اهميتش بعد از ازدواج نمود ميكنه.آقايون، بدونين كه حتي سردترين زن دنيا هم اگر گرفتار شوهري بشه كه نتونه پاسخگوي نياز جنسي اون باشه، هيچوقت شوهرش رو
نمي بخشه.
خانمها بدونين اگر اسباب نا رضايتي جسمي فراهم بشه شما بسرعت همسرتون رو از دست خواهيد داد.فقط كافيه براي اثبات اين مسئله بياد بيارين وقتي صحبت ساختن خانه هاي عفاف پيش اومد چه ولوله اي بين مردهاي متاهل! راه افتاد.همه نيششون تا بنا گوششون باز شد. اين مطلب پشتش حرفهاي زيادي نهفته كه من بهتره راجع به اونها سكوت كنم. ولي خانمها بدونين عقده هاي زيادي وجود داره و اتفاقات زيادي در حال اتفاقه كه شما ازش خبر ندارين. حالا اگر براتون مهم نيست به همين رويه گذشته ادامه بدين.من نميدونم شما تا كي قادر خواهيد بود با كسي كه هيچگونه جذابيت جسمي براي شما فراهم نمياره ،ميتونين آروم زندگي كنين؟ من انگشت شمار زن و مردهايي رو ديدم كه از نظر جنسي تطابق داشتن و مشكلات حاد هم تو زندگي داشتن اما بي نهايت زوجهاي هم فكر و هم فرهنگ ديدم كه بخاطر اين مسائل زندگي هم رو سياه كردن.يه سر برين دادگاه خانواده ببينين، بپرسيد كسي رو پيدا ميكنين كه تقارن جسمي خوب با همسرش داره و براي طلاق هم اومده؟ عامل خيلي از كدورتها اينه كه يكي از طرفين حس ميكنه كه جايگاه قبل رو نداره و اين باعث ميشه كه روي گفتار و حركاتش تاثير بذاره.اا 90% اين كدورتها با معاشقه نابود ميشه.چون حرارتي كه از معاشقه ايجاد ميشه همه چيز رو ذوب ميكنه و به فراموشي ميسپاره.اما دو نفر كه همخواني ندارن چطور اين شانس رو امتحان ميكنند؟ اونها اين شانس رو از دست ميدن كه مشكلات كوچك رو در نطفه خفه كنند و نتيجه هم كاملاً معلومه.شناسايي فيزيكي رو انجام بدين.اين خزعبلاتي هم كه اخلاقيون راه انداختن سالهاست كه رد شده.اونها هي بحث بچه گانه بي بند و باري رو وسط ميكشند و زر مفت ميزنند در حاليكه اين موارد اصلاً ربطي به هم نداره.حالا من نميدونم چه جوابي براي افرادي كه بخاطر اين قضيه بعد از ازدواج گرفتار فساد شدند دارند؟ آيا فساد اونها شامل اجتماع نميشه ؟ اونها حاضرند شما نابود بشين ولي خارج از مسير اونها حركت نكنين. اين يك جنايت بي كيفر در حق شماست. خودتون رو نابود نكنين. اين شناسايي حق شماست. بايد حتماً قبل از ازدواج از شريك آيندتون هم شناسايي روحي و هم شناسايي جسمي داشته باشيد تا بتونيد يگديگر رو كامل بشناسيد و گريبانگير مسائل بعد از ازدواج نشين…..




مطلب امروز صفحه حرفهاي شما رو بخونين تا بفهمين من امروز براي چي به اين مبحث پرداختم.



(0) comments
٭

آيا پسرها بيشتر از دخترها ميفهمند؟

همه مي دونيم كه دخترها از پسرها زودتر بالغ ميشوند.اين بلوغ تنها فيزيكي نيست بلكه عقلي هم هست.يعني اينكه وقتي يه پسر و دختر 10 ساله رو بغل هم ميزاري عملاً ميفهمي كه دختر خيلي بهتر از پسر مسائل رو درك ميكنه.اين ماجرا ادامه داره تا بعد از مدتي كه سير نزولي به خودش ميگيره.يعني جاي دختر و پسر در سنين 17 – 18 سال عوض ميشه و از اونجا به بعد همينطور فاصله بين اين 2 تا زياد ميشه.دليلش واقعاً چيه؟ چرا بايد اينجور باشه؟ اگر دقت كنين ميبينين كه اين مورد دقيقاً از زماني شروع ميشه كه مادر تصميم ميگيره دخترش رو از بقيه جدا كنه! ارتباطاتش رو كم كنه.دختر بينوا تا پريروز راحت بازي ميكرده و با دوستاش تو سر و مغز هم ميزدند ولي الان ديگه مامانه احساس خطر ميكنه! مادر از جانب پسرهايي كه هنوز حتي به سن بلوغ هم نرسيدند احساس خطر ميكنه! در نتيجه دختر بايد بتمرگه تو خونه و آموزش خانه داري ببينه! مادر كل ارتباطاتش رو قطع ميكنه و شروع ميكنه از عقايد دري وري تو گوش دختر خوندن تا ياد بگيره چطور خويشتندار باشه و خودكشي روحي بكنه! اما با پسر خونه كاري نداره، بلكه واسه پسر خوبه كه شيطوني كنه! نشونه سلامتيشه! پسره تو اجتماع ول ميگرده و آزاده. هر غلطي هم كه بكنه اشكال نداره چون پسره! از طرف ديگه پسرها هم يهويي همبازيهاي جنس مخالفشون رو از دست ميدن! اونهايي كه تا ديروز از سر كول هم بالا ميرفتن الان شدن 2 دسته كه يكيش كاملاً پارچه پيچ شده و كنترل ميشه تا مبادا از ارزش بيوفته! نتيجه اين ميشه كه سن بلوغ پسرها هم پايين مياد.شما توي كوچه ها عملاً ميبينين كه يه بچه 12 ساله داره فحشهاي جنسي ميده و به دخترها متلك مي اندازه و نيشش هم بازه! ولي به هر حال چون پسره، مجازه كه همه جا رو به آتيش بكشه! اون بايد تجربه كسب كنه.بايد ارتباط داشته باشه.اون دوستاش رو خودش انتخاب ميكنه در عوض دوستاي دختر بايد از سي تا فيلتر رد بشن! مادر فكر ميكنه ممكنه دخترش فاسد بشه! براي همين نبايد با هركسي دوست بشه! بايد با يه دختر ساده و بدبخت ديگه مثل دختر خودش دوست بشه تا مبادا چشم و گوشش باز بشه! در نتيجه دختر با دوستانش هم نميتونه تبادل اطلاعاتي داشته باشه چون اون هم يه گيجيه مثل خودش! پسر با دوستاش ميره اينور و اونور، توچال، لواسون، پارك چيتگر، جاده چالوس ولي دختر بايد مسير مدرسه تا خونه رو هر روز تشريح كنه! پسر ميره، ميگرده، حرف ميزنه ، تجربه ميگيره اما تمام اينها واسه دختر زشته! گردش يعني ولگردي، حرف زدن يعني چشم دريدگي! يعني از يه حدي بيشتر خفه شو و تو كار ديگران دخالت نكن! تجربه يعني چشم و گوش باز شدن! اطلاعات يعني بفهمي اي بابا دارن ميكشنت! پسر اطلاعات رو از جهان خارج ميگيره در عوض دختر نحوه پخت قرمه سبزي رو از جهان داخل ياد ميگيره! پسر بايد ورزش كنه ولي دختر رو بايد تو هفت تا سوراخ قايم كرد.پسر بالغ ميشه ، احساس بزرگ شدن ميكنه و ابراز وجود ميكنه.تو بحثها شركت ميكنه و نظر ميده ولي دختر بيچاره از زمان بلوغ ديگه اصلاً اطلاعاتي بهش
نرسيده. هرچي هم بلده اينقدر سانسور شده كه اصلاً كامل نيست. از طرفي اينقدر كشتار روحي شده كه كاملاً اعتماد بنفسش رو از دست داده. حرفاش توي خونه با صداي راديوي آشپزخونه يه معني ميده! هيچ وقت بهش اجازه ابراز ندادن چون بايد طبق صلاحديد بقيه زندگي كنه! اينقدر ساكت شده كه تا بخواد يك كلمه حرف بزنه آنچنان نگاهها روش سنگيني ميكنه كه اصلاً يا از خيرش ميگذره يا آخرش ميگه باشه هرچي شما بگين!
.....ديروز بعد از مدتها با يكي از دوستام تلفني حرف زدم.ازدواج كرده بود.وقتي از زنش پرسيدم گفت يه دختر پاك و معصوم! تو كوچه ولش كني گم ميشه! اگه يه جا من نباشم ممكنه از بغض گريه كنه!! فقط بهش گفتم خاااااااااك بر سرت كه افتخارت اينه! مرتيكه نفم زن نمي خواسته بلكه يه گاو واسه دوشيدن ميخواسته.يوغ بندازه گردنش كه ازش كار بكشه.جلوش غذا بندازه و هر غلطي كرد خيالش راحت كه مهم نيست.لازم شد 2 تا هم تو سرش بزنه تا فرمانبرداري كنه. بايد عين يه احمق زندگي كنه تا بهش بگن پاك و نجيب! واقعاً اين چه رسوميه كه راه انداختين؟ تا كي ميخواين خودتون رو مسخره ديگران بكنين؟ ارتباطات رو قطع ميكنين تا از انحراف جلوگيري كنين؟اسمش رو هم ميزارين ارزش!! مگر پسر تو همون خونواده بزرگ نشده؟ چرا اون منحرف نميشه؟ يا اگه ميشه نكنه اشكال نداره؟ شما با اينكار ارزشها رو عوض كرديد.يه بابايي تو يه بحثي داشت از دوست دخترش ميگفت! باهاله، خوشگله، با كلاسه، نوار خاجي گوش ميده! خيلي ميفهمه،كتاب متن آهنگهاي john bon jovi رو ميخونه!! نزني تو سر خودت؟ اينها شده ارزش؟ البته حق داره! تو اين ويرانه آباد يه همچين فردي بايد يكم روشنتر باشه!زشت نيست بخدا؟ ما ارتباطات و اطلاعات رو ميبنديم و در عوض جفنگيات جايگزينش ميكنيم. مسلماً وقتي يه دختر نتونه بار ارزشي ذهني پيدا كنه، نتونه تجربه پيدا كنه، نميتونه روشن فكر كنه.وقتي اطلاعاتش به روز نيست نميتونه راه حل ارائه بده. البته اين تو ايران رسمه! بايد رسما َدختر رو خر نگه دارن تا بتونن ازش راحت استفاده كنن! اين فرهنگ ماست.در نتيجه، دختري كه بار علمي پيدا نميكنه ارزش براش ميشه صندل روباز! پرايد هاچ بك دوست پسرش!!كه تازه اونهم مال باباشه! شلوار بهترين مارك، دوخت تركيه!!مسلماً وقتي دختر اينقدر ضعيف ذهني بشه عملاً ديدش عوض ميشه و مثلاً از ورزش يه ميدان نمايش مي سازه! كوهپيماهاي دختري كه با آخرين مدل لباس و آرايش ارتفاعات دركه رو طي ميكنن! فكرم ميكنن خيلي باكلاسن! تو دكه سيد دارآباد قليون ميكشند يا پشت تخته سنگهاي دربند آبجوي هلندي ميخورن! وقتي دريچه هاي ارتباطي رو با ابزار اخلاق ميبنديين همين ميشه نتيجه اش. دريچه هاي اطلاعاتي رو باز كنين.دختر مجازه هرجور دوست داره زندگي كنه.دختر بايد روشهاي زندگي رو بشناسه و خودش يكيش رو انتخاب كنه .نبايد بهش روش زندگي تزريق كرد .اگر هم اشتباه كنه دليلش تنها و تنها ضعف تربيتي خانواده اونه و نه چيز ديگر.














(0) comments
٭


غيرت…..

من امروز ميخواهم از ديوار بلند بي اعتمادي حرف بزنم.از يه ديوار بلند و قطور.از ديوار خطرناكي كه بين خواهر ها و برادرها و خانواده ها وجود داره.چرا اينجور شده؟ تا كي بايد اينجور باشه؟ ما ايراني ها عادت كرديم هميشه يجوري خودمون رو خر كنيم! سرمون رو بكنيم زير برف تا نه چيزي ببينيم نه چيزي بشنويم. ولي الان من مي خوام يه حقيقت رو براتون داد بزنم. تا اگه تا حالا خودتون رو به نفهمي زدين اينبار ديگه شانسي نداشته باشين.مي خوام بگم 90 درصد دختر و پسرهاي ايراني با هم دوست هستند.خواهر و برادرهاي شما هم جزء همين 90درصد هستند.چرا فكر ميكنين اينجور نيست؟اگه قبول ندارين فقط يكم زحمت بكشين و چشمهاتون رو باز كنين و از مغزتون خواهش كنيد كه يكم كار كنه و براتون تحليل انجام بده.شما خودتون توي يه فرهنگ بزرگ شديد، زير دست يه پدر مادر بوديد، نتيجه اين شده كه آقا پسر ما كف كرده! عاشق شده! يا با فلان دختر حرف ميزنه، تلفن ميكنه، چت ميكنه، زِر ميزنه، بيرون ميره و هزارتا بامبول ديگه در مياره.حالا تا نوبت به خواهر جنابعالي ميرسه همه چي بايكوته؟ خواهر جنابعالي مريم مقدس تشريف دارن؟ احساسات ندارن؟ مي فهمن؟!! كه دِ اگه فهم اينه كه ارتباط نباشه تو نفهمي كه ميري با يه دختر دوست ميشي؟ جنابعالي غريزه داري اشكال نداره ولي اون بدبخت از بتون آرمه ساخته شده؟ چرا خودتون رو به خواب ميزنين؟…….
ولي من امروز نيومدم تا شما رو به چهار ميخ بكشم بلكه فقط اومدم تا يه چيزي رو حاليتون كنم.

ارتباط نه جرمه و نه زشته.مخصوصاً براي دختر.اگر واقع بين باشي بايد بدوني كه خواهر شما هم احتمالاً با يكي دوسته.حرف ميزنه.رابطه داره.چرا شما بهش اجازه نمي دين كه باهاتون اين مسئله رو عنوان كنه؟ چرا شما كه ادعاي فهم دارين و ميگين تو جامعه بيشتر از يه دختر ول گشتين و چيز ميفهمين ، نبايد بدونين كه خواهرتون با كي دوسته؟ چه اشكال داره كه شما يا پدرتون با دوست پسر خواهرتون بره بيرون؟ بفهمين كه چطور آدميه. نظرتون رو به خواهرتون بگيد.اعلام كنيد اين فرد اين ايرادات رو از نظر شما داره.مسلماً دو تا همجنس بهتر همديگر رو ميشناسن.چرا نبايد خواهرتون جرئت كنه كه با شما صلاح و مشورت كنه؟بپرسه فلاني به من اين حرف رو زد، نظر تو چيه داداش؟ خبر مرگت مگه نميگي بيشتر ميفهمي؟پس چرا نبايد ازت كمك بگيره؟چرا نبايد بهت بگه داداش من دارم با فلاني ميرم فلان جا و در عوض از ترس خانواده چيزي نگه ولي بره همون جا ، اينبار بدونه اينكه كسي خبر ازش داشته باشه.اون از ترس و عدم درك شما ساكت ميشه.با پسر غريبه به ناكجا آباد ميره واسه اينكه اگه بگه تو ممكنه خفش كني!! ميره و بعد اون پسره چون كسي پشت سر دختر نيست راحت بهش تجاوز ميكنه و اون خفش ميكنه.مسؤل مرگ اين افرادي كه هر روز تو صفحه حوادث ميبينيد فقط شما هستيد. اون بايد به يكي اعتماد كنه اما چون كسي رو نميشناسه ممكنه راحت گول بخوره.بره تو يه خونه بعد 4 تا نره غول بيوفتند روش چون جرئت نكرده به تو
بگه: برادر ، من به ارتباط احتياج دارم. بايد با جنس مخالف آشنا بشم. من ميخوام موفقتر باشم.تو كه بيشتر تو جامعه هستي كمكم كن. مسؤل نابودي خيلي از اونها شما هستيد نه اون طفلهاي معصوم.اونها قرباني هاي اين تفكرات كثيف شما هستند.شماهايي كه برادري رو تو عربده كشي و تو سر زدن ميبينين.خيليهاتون اينقدر مرد نشدين كه واقعيت رو بپذيرين. اينقدر خواب تشريف داريد كه كور شدين.بذارين خواهرهاتون، دخترهاتون، بهتون نزديك بشن.بذارين باهاتون حرف بزنن.ببينين خواهرتون، دخترتون با كي دوسته.با دوستش آشنا بشين. دوست بشين. تو برنامه هاشون شركت كنين.اينجوري هيچكس نگاه چپ بهشون نمي اندازه. اينجوري اگه كسي قصد بازي دادن داشته باشه وقتي ميبينه پشت طرف كسي هست سريع ماستش رو كيسه ميكنه.الان بايد به شما گفت بي غيرت كه خواهرتون، دخترتون رو نميشناسين و نه اون موقع كه بالا سرش هستيد.هم كمكش ميكنين و هم مواظبش هستيد.مرد باشين. فكر كنين.اون بغير از شما كي رو داره؟ شما بايد الان بهش كمك كنين و كنارش باشين. وقتي كه از بين رفت برادريتون به درد عمه تون ميخوره. چشماتون رو باز كنين.تجربه در اختيار خواهرها و دخترانتون بذاريد.باهاش باشين.آزاديش اينجوري با شما حفظ ميشه و نه مخدوش. اون اينجوري بهتون افتخار ميكنه. اون به هر حال غريزه اينقدر بهش فشار مياره كه ارتباط برقرار كنه.واقع بين باشين . شما توي اين ارتباط كمك كنين بهتره يا اصلاً نباشين؟ چه اشكال داره شما محرم باشين. اگر نميتونين باشين دليلش فقط تفكرات پوچ و بي اساس و بچه گانه شماست كه باعث بدبختي خيلي ها شده. شما هيچوقت اجازه ندارين اونها رو محاكمه كنين چون متهم رديف اول خود شما هستيد…
در مباحث بعدي تعصب رو براتون ميگم.



(0) comments
٭

شرايط ازدواج
واقعاً فكر ميكنين شما چه زماني به شرايط ازدواج ميرسيد؟هركسي يه حرفي ميزنه و يه نظري ميده اما تمام اين نظرات ار عرفها و شرايط اجتماع نتيجه ميگيره.بعضيها مسائل مادي رو وسط ميكشند و بعضيها هم دنبال عشق ميگردند.اما ديد روانشناسي قضيه با تمام اينها فرق داره.يه مبحث كاملاً پيچيده كه من سعي مي كنم اون رو به زبان ساده بگم كه قابل فهم باشه.
مسئله اينجاست كه حالات روحي افراد در زندگي شامل چند مرحله ميباشد.ولي قربونش برم بدليل خفقان اطلاعاتي كسي چيزي ازش نميدونه.عرفهاي اشتباه و قفل منطقي افراد هم مزيد بر علت ميشه تا همتون بال بال بزنين و آخرش نفهمين چكاره ايد! درصدي تو ماجرا حل ميشن و درصد بالاتري بعد از ازدواج ميفهمن كه وارد اتاقي شدند كه راه خروج نداره! ميفهمن كه اشتباه كردن و ازدواج اون چيزي رو كه بايد بهشون ميداده، نداده! ميشن مثل خيلي از پدر و مادر ها كه خود رو تلف شده ميبينن و اميدشون رو به بچه هاشون پيوند ميزنن! نهايتاً آنچنان سردر گم ميشن كه آخرش هيچ مفهومي پيدا نمي كنن. عرفها و عقايد غلط داره وادارتون ميكنه با غريزه بجنگين ولي مثل اينه كه براي رفع تشنگي دارين آب نمك ميخورين! در زندگي هر فرد چندين منحني سينوسي وجود داره كه با ورود به هركدام فرد خيلي از تفكرات و نظريات گذشته خود رو دور ميريزه و چيزهاي جديد جايگزين ميكنه.شما مسلماً افكار چهار سال پيش خودتون رو ندارين و اين دليلش پختگي شماست كه در اثر ارتباط با جهان اطراف بوجود آمده.اين منحني ها مدام
بالا و پايين ميشن تا خوب پوستتون كنده بشه و گيج بشين اما بالاخره در يك زمان تبديل به يك خط كم لرزش ميشه.بياين به اين مرحله بگيم مرحله فيكس! يعني دقيقاً زمان ازدواج شما! چون شما تمام تغييرات روحي و جسميتون رو انجام داديد و تجربه هاي مختلف پيدا كرديد تا به يك ثبوت شخصيتي برسيد.اما رسيدن به اين مرحله در افراد مختلف فرق ميكنه چون كاملاً بستگي به عملكرد افراد در مرحله قبل از اون داره! مرحله اي كه من اسمش رو ميزارم مرحله توريست! به زبان ساده مثل ورود به دانشگاه ، كه تا پايه علمي قوي نداشته باشيد نميشه.هر فرد بايد قبل از ازدواج يه توريست خوب باشه.اين تمام حرف منه.اين مرحله دوران طلايي هر فرده.چون تو اين مرحله اون ارتباط داره، فرهنگ سازي ميكنه، آزمايش ميكنه، برنامه ريزي ميكنه، شكست مي خوره، پيروز ميشه و تمام اينها باعث ميشه كه فرد پختگي لازم رو پيدا كنه. درصد بالايي از جوانهاي ما مغزشون هنوز نپخته! اونها خام هستند در حاليكه فكر ميكنن كارشون خيلي درسته!اونها هم رو تو دانشگاه پيدا ميكنن، بيرون ميرن، راجع به مطالب بي ربط اظهار فضل ميكنن، هم رو دوست دارن ، 2 دفعه هم رو بوسيدن و آخرش بعد از 4 سال با هم ازدواج ميكنن!غافل از اينكه بعد از چند سال با عبور از يك سيكل ماهيتشون عوض ميشه و اينبار ظرفه كه تو سر هم ميشكنند! يك جفت قناري ما ميشن 2 تا كلاغ بيريخت كه حوصله هم رو ندارن! اونها شخصيتشون مثل يه گل بوده كه زير يه ظرف شيشه اي رشد كرد. باد بهش نخورده تا ريشه محكم بشه.با عبور از يه سيكل، پوچي و حس اسارت و حسرت كارهاي نكرده زندگيشون رو ميگيره.عين والدين خيلي از ماها كه فقط يه ماسك از رضايت رو چهره دارن و هي خودشون رو گول ميزنن كه زندگي يعني همين!! مرحله توريست در زندگي جوانهاي ايراني كمرنگه اما اثرش بعد از ازدواج وحشتناكه.خيلي ها اصلاً روحشون توريسته و حالا حالاها نبايد ازدواج كنند.بعضي ها اصلاً بايد توريست بمونن.اين رو شخصيت تعيين ميكنه.ولي يه توريست خوب بعد از فيكس شدن گول نميخوره.زندگيش رو خوب جمع ميكنه.زن يا شوهر پخته ايه.زني كه رابطه جسمي و عاطفي آزاد داشته ديگه الكي اشتباه نميكنه.مرد رو ميشناسه و انتخاب صحيح ميكنه.نه مثل خيلي از دخترهاي ما كه تو پنبه بزرگ شدن، و تنها شناختشون از مرد دوست پسرشونه ،
مرد رو نميشناسن ولي تو مغزشون پر از افكار جفنگه! يا مثل خيلي پسرهاي ما كه عملاً مغزشون رشد نكرده، نه زن رو ميشناسن و نه ميدونن ماهيتش چيه، دماغشون رو بگيري خفه ميشن ولي ادعاشون سر به فلك ميكشه! همش 2 تا ايده تو سرشونه كه اونهم غلطه! ولي فكر ميكنن دنيا بايد با اصول اونها اداره بشه!! مرحله توريست رو طي كنين.خودتون رو از نظر جسمي و روحي آزاد كنين.بذارين ضربه بخوريد.له بشين تا محكم بشين.تجربه بگيرين.باور كنين انتخاب درست ،يه دختره كه چندين مرحله ارتباطي عشقي ، جنسي، روحي كامل داشته و بدونين اون خيلي موفقتر از يه دختر پاستوريزه است.شما بعد از ازدواج ميفهمين من چي ميگم.ولي اونوقت دير شده.وقتي با يه فرد خام ازدواج كرديد ميفهمين كه يه زن با تجربه هاي قبلي همسر و مادر بهتريه.اون حتي ميتونه كمك ذهني و برنامه ريزي داشته باشه و نه مثل يه ببو جلوتون بشينه.يه فرد بي تجربه بعد از ازدواج باري از دوشتون بر نمي داره بلكه بار خودش رو هم ميذاره رو دوشتون.باور كنين نابودتون ميكنه.يه مرد وقتي تجربه داشته باشه مسلماً پوياتره تا يه فرد قفل منطق.منظور از تجربه اين دوست بازي نيست.چون خيلي از اين روابط لوس اصلاً ارزش نداره كه بخواد به شما پختگي بده .منظور 2 نفره كه كاملاً اكتيو در تمام مسائل هم برخورد دارن.مرحله توريست هرچه موفقتر طي بشه آينده بهتري در انتظار شماست.باور كنين 80% انتخابهاي غلط، سوء تفاهمها، ضربات عاطفي، طلاق، عدم درك و مكافاتهاي بعد از ازدواج از ضعف اين مرحله ميباشد.در انتها باز ميگم بدليل ذهنيت اشتباه كسي رو براي زندگي انتخاب نكنين كه براي امتحان درسش رو نخونده!



(0) comments
٭

معضل پوشش در جمعهاي خودماني

يكي از درگيريهايي كه در بين زوجين اتفاق مي افتد بخاطر مسئله پوشش در جشنها و يا مراسم خانوادگي ميباشد.مسلماً تا بحال شنيده و يا ديده ايد كه مردي با همسرش سر فلان لباس جر و بحث ميكند و از همسرش ميخواهد كه لباسش را تعويض كند! اين مسائل صرفاً بخاطر تفاوت ديد ايجاد ميگردد و ميتواند در دراز مدت سبب كشيدن كبريت بحران در خانواده شود. چراكه زن براي خودش حقوقي را قائل است و مرد هم مسائلي را تجربه كرده و مي داند به اصطلاح اون پشت ، مشتها چه خبره! من در اين مبحث ميخواهم چند مورد قابل ذكر رو براتون تيتر وار توضيح بدم…

1-برخي از آقايان روي اين مسئله بعنوان آرامش خاطر خود تاكيد دارند! يعني به اصطلاح نمي خواهند چشم افراد نامربوط به زيباييهاي همسرشان بي افتد! برخي از خانمها هم روي مسئله راحتي تكيه دارند و اطميناني كه از قدرت حفظ كردن خود دارند. در نتيجه اين وسط دو طرف براي هم شاخ و شونه ميكشند و قر ميزنند چون هر طرف حقي را براي خود قائل است كه ديگري به اون اهميتي نميده. واقعيت اينست كه خيلي از خانمها اين مسائل پوششي را صرفاً بدليل احترام به همسر رعايت ميكنند و اين مسئله كه ميدانند ذهن همسرشان اينجوري آرومتره. اما اگر مرد قضيه به اين كار به ديده لطف از جانب همسر نگاه نكنه و اون رو يك وظيفه بدونه اونوقت داره بد دعوايي راه مي اندازه چون انتظار داره! مسلماً آقاهه هي سوك ميده و فشار مياره و خانمه هم هي واكنش نشون ميده چون خودش حواسش هست و حس ميكنه بهش اعتماد نميشه.
2-آقايان عزيز، بدونين كه زنها هميشه دوست دارند زيباتر بنظر بيان. اين يك غريزه است. دست خودشون نيست. شما هم اگر به اين مسئله اعتراض داريد تشريف ببريد يقه خدا رو بگيريد! شما دارين با غريزه زنانگي ميجنگيد و عملاً وارد يك جنگ فرسايشي بي مفهوم شدين! زنان ميدانند كه قادر به حفظ شخصيت خود هستند پس ميخواهند آن جور كه دوست دارند باشند و مردان هم يكديگر را ميشناسند و مي دانند چه صحبتهايي بوجود خواهد آمد و در نتيجه فشار را بيشتر ميكنند! اين مسئله لباس يك امكان فردي در ارائه زيباييست نه اينكه بلافاصله ننگين ترين تهمتها رو بزنيد و بگيد مي خواد خودش رو نمايش بده. اين مسئله كاملاً جنبه رواني داره.
3-مورد قابل ذكر ديگر اينست كه مردان به هيچ عنوان حاضر نميشوند كس ديگري از زيبايي داشته آنان لذت ببرد.اين بنوبه خود چيز بدي نيست اما اشكال از كم ظرفيتي اجتماع است
كه نتيجه آن باعث به غلط محدود شدن زنها شده. در زمان فرعون رسم بود كه زنها سرشان را بتراشند واز موي مصنوعي استفاده كنند! (مسخره ها) و مردها براحتي با ديدن سر برهنه زن تحريك مي شدند .لازم نيست زياد دور بريم، در همين جامعه فعلي ما افراد از ديدن ساق يا پوست پا و يا بازو براحتي تحريك ميشوند! اين در حاليست كه در مكانهاي ديگر دنيا افراد با دامن و يا ركابي از خونه بيرون ميان و هيچكس هم تحريك نميشه. مسلماً اين از خفقان و عقده هاي جنسي موجود در جامعست. وقتي كه همه در محيط بسته زندگي كنند خب مشخصاً توي عروسيها و مهمونيها وقت اينه كه يه شكم سير ملت همديگر رو بچرند! اصلاً خيلي ها واسه زاغ زدن در عروسي شركت ميكنند! ميچرخند تا مثلاً يه پر و پاچه ببينن يا خط سينه عمه شون رو ديد بزنند، اون هم خيلي باكلاس و رومانتيك كه آب از آب تكون نخوره!دليلش فقط اينه كه اينبار اشخاص ميتونند همديگر رو خارج از شمايل هميشگي ببينند و مسلماً جذابتر همديگه رو مي يابند
4- باور كنيد خانمها تقصيري ندارند. آنها نبايد جواب هيز بازيهاي شما رو پس بدهند.ما داريم اين كم ظرفيتي ديگران رو با بي منطقي خودمون جمع ميبنديم و تصميم به محدوديت بيشتر زنان ميگيريم.پس نكته ديگر اينكه آقايان لطف كنين هي نگين چي بپوش چي نپوش! همسرتون بچه نيست. خودش عقل داره و ميفهمه. خودش بلده خودش رو حفظ كنه و مسلماً اگه جايي احساس نا امني كنه خودش بهتر از شما ميفهمه. اينكار شما عملاً يعني من برات تصميم ميگيرم چون تو نميفهمي!

5-نكته ديگر اينكه توصيف افراد از پوشش متفاوت است. وقتي زني به شوهرش ميگويد من خودم پوششم را انتخاب ميكنم مرد اخم ميكند و فكر ميكند همه چيز از كنترلش داره خارج ميشه درنتيجه رئيس بازي در مياره! بعدش همه چيز را قاطي پاتي ميشه و حتي ممكه كه تهمت فساد به همسر خود بزند! ولي واقعيت اينه كه زن منظورش اين نيست كه با شورت بره بين مهمونها! بلكه حرفش اينه كه آقاي عزيز، من شعور دارم و عقل. پس يك ذره اعتماد داشته باش. هركس ميزان راحتي پوشش خود رو با شرايط تخمين ميزند . يك نفر با پوشش باز راحت است و ديگري با پوشش بسته تر.اين يك حق است و هيچكدام بر ديگري ارجعيتي ندارد. اين بي انصافي است كه بدليل بي ظرفيتي افرادي اشخاص ديگري محدود شوند.
6-در انتها بايد بگم بعضي از شما زنها هم گند زدين با اين لباس پوشيدنتون! يعني واقعاً ميرين ميگرديد مزخرفترين مدل لباس رو انتخاب ميكنين. يه تيپهاي اراجيفي ميزنين و يه مدلهايي رو انتخاب ميكنين كه حال آدم رو بهم ميزنه.شما در انتخاب مدل آزاديد ولي بايد بدونين كه مسلماً بعضي از البسه براي زيبايي نيست و بيشتر جهت تو چشم افتادنه. اگه هم از اين كار خوشتون مياد پس مشكل از جاي ديگست .بعضي از لباسها هم پوشيدنشون مربوط به هر مجالسي نيست و بعضي آرايشات و لباسها معرف يك شخصيت خاص ميباشد و مسلماً اينگونه افراد خود را در مقابل پيش داوري ديگران قرار ميدهند….



(0) comments
٭

فاحشه...فرشته لعنت شده

يكي از واقعيتهاي جامعه وجود قشري بنام فواحش ميباشد.فواحش در گدشته مردمان قابل تاييدي بودند.آنها زناني بودند كه در معابد بين راه زندگي ميكردند و خود را وقف خدا يا الهه اي كرده بودند.آنها تمام عمر را به خدمت كردن به مسافران بين راهي مي گذراندند.اما پس از قدرت گرفتن اخلاقيون آنها بساطشان برچيده شد و در نتيجه به قشرهاي پنهان جامعه پناه بردند اگرچه باز هم زير چكش اخلاقيون بودند چون هرجا كه اسمي از فواحش مي آمد چهارچوب بدنشان ميلرزيد زيراكه آنها پوچي و توخالي بودن افكار اخلاقيون حرفه اي را نشان مي دادند و تازه يك زبون هم روش در مي اوردند! اين پس زدگي اجتماعي باعث شد كه فحشا كم كم بصورت تجارت در بيايد.در واقع اشكال كار فواحش نيز همين است كه آنها احساسات زيباي ناشي از روابط جنسي رو با پول تعويض كردند و در نتيجه ارزش اون رو تا سر حد يك كار كثيف پايين آوردند.اين نمايش ناگزير، باعث شد تا اخلاقيون بدتر جيغ و داد راه بندازند! چون اونها فكر ميكنند اگر از چيزي حمايت نكنند مسؤليتي هم در قبالش ندارند! اما امروز با اين مقدمه به دو مورد ديگر خواهيم پرداخت كه تا بحال كمتر در موردش صحبت شده….
1-نگاه مغرضانه به زنان ….واقعيت اينه كه همانطور كه عفت و پاكدامني يك جنبه مسائل جنسي به حساب مي آيد فحشا نيز جنبه ديگر اون ميباشد.جنبه اي كه جامعه شرمگين از ابراز اون و ناگزير از پذيرشش ميباشد. مسئله اينه كه تا اسم فاحشه مياد همه زرتي عكس يك زن هرزه رو تو مغزشون حك ميكنند در حاليكه اين واقعاً يه ظلمه ديدگاهيه چون عملاً مرداني هم كه با آنان هم بستر هستند جزو فواحش بحساب مي آيند. اين مردان افرادي هستند كه بدليل عدم تربيت درست جنسي مدام نياز به ايجاد رابطه دارند.در واقع درستش اين است كه ما بدليل وجود فواحش مرد احتياج به فواحش زن داريم. اين دو گروه هم لازم و ملزوم يكديگر هستند و واقعاً براي كنترل جامعه دسترسي آنها به يكديگر ضروري ميباشد. اشتباه
ديگر تفكر غلط زنهاست. خانمهاي عزيز، اينكه زني عين انسانهاي عقب مونده فكر كنه بصرف اجازه به شوهر براي ايجاد رابطه با وي ديگر هيچ وظيفه اي نداره يه فكر پوچ و غلطه. اينجوري بدبخت ميشين بخدا… ببينين، يه مرد بايد حس كنه كه زنش هم از اين روابط لذت ميبره و خواهان اونه. به اصطلاح زنش گرم رفتار كنه. در غير اينصورت زن براحتي شوهر را به سمت بيرون پاس خواهد داد! خانمهاي عزيز، خل بازي در نيارين تو رو خدا ! اگه بصرف تفكرات قديمي از رابطه فرار ميكنين و اون رو حق خودتون نمي دونيد كه ازش صاحب لذت بشين بزودي مردتون با كسي مي خوابد كه از اين وضع اظهار تمايل ميكنه! بيچاره ميشين..من حتماً يه مطلب بايد در مورد علل خيانت بنويسم … خب ، بحث به حاشيه نره. اما نكته اصلي اينه كه بدونين فواحش انسان هستند و فقط مثل رفتگرهاي بدبخت زحمتكشي ميمونند كه شغلشون مغبول اجتماعي نميشه! اونها واقعاً وجودشون براي كنترل سلامت اجتماع ضروريه . بحث مفت هم نكنين چون اگر يك گروه نباشه اون يكي به قسمتهاي ديگر سيب گاز خواهد زد! اونوقت هي برين صفحه حوادث روزنامه خبرهاي جيز جيز بخونين! فواحش انسنانهاي تنهايي هستند.آنها واقعاً مرض نداشتند كه عليه غريزه بجنگند و فقط شرايط باعث اين امر شده.شرايطي كه براي هر كدام از ما هم اگر پيش ميومد خيلي مال تر از اونها نميشديم!اونها هميشه تهمت ميخورند، در خطر بيماري هستند، همواره بعنوان پست ترين قشر جامعه ياد ميشوند، ارزششون لحظه ايه و بعد از سيرابي دور انداخته ميشوند، آنها ياد گرفتند كه ديگه اشك نريزند چون كسي اونها رو انسان نميدونه، خانواده نميتونند تشكيل بدهند، بهشون اعتماد نميشه، همرديف سگ ياد ميشند، دوستي ندارند، دردهاي
زيادي دارند ولي كسي به حرفاشون گوش نميده و فقط بخاطر پولي كه ميگيرند بايد به زير پاهاي مردي بيوفتند تا وي او را به انجام هزاران كار وا دارد تا بتواند قدرت مردانگي خود را برخش بكشد و از درد كشيدنش احساس شعف كنند! من فقط ميگويم كه اينها يك هزارم حرف آنها هم نيست.با آنها با احترام برخورد كنيد و ترور شخصيت نكنيد.مرد باشيد و با شرف.وجود آنها براي كنترل فواحش مرد اجتماع ضروريست…بدانيد كه آنها هم انسانند
اما مورد بعدي…
2-شعور داشته باشيد! اون دختري كه از روي حس جنسي با شما مي خوابد فاحشه نيست احمق! او در حال جوابگويي به نياز شخصي خود ميباشد و اين افتخار را بشما داده تا به اين مهم دست يابيد. اين چه حرف كثيفي است كه بعضي ها ميزنند مبني بر اينكه دوست دخترشون رو بيارن خونه تا ديگران هم باهاش رابطه داشته باشند! اين بي شرفيه.اون براي شما اومده نه ديگري.وي يك انسانه نه يك عروسك،اين تربيت غلط جنسي شما باعث شده كه اينطور خوي حيواني بگيريد. شما بايد بفهميد كه رابطه جنسي يه ارتباط دو طرفه است و فقط صرفاً در فحشا اين عامل يك سويه ميباشد.شما اگر قدرت تشخيص اين دو را از هم نداريد جداً يه فكري در مورد خودتون بكنين.شما مسلماً اگر با فرهنگ جنسي فواحش بزرگ شويد حاضر به از خود گذشتگي در مقابل همسرتون نخواهيد بود و آنوقت تبديل به فردي خودخواه در امور زناشويي خواهيد شد تا زندگي خود را نابود كنيد.خودتون بدرك! يكي ديگه رو چرا بدبخت ميكنين؟ لطفاً نشون بدين شما از اون دسته افرادي نيستيد كه ارزش وجود ندارند.



(0) comments