| سرزمين رويايي |
|
٭
(0) comments
…..اينبار سلامي به تلخي خداحافظ پنج ماه از زمانيكه شروع به نوشتن اين وبلاگ كردم مي گذره.از زمانيكه احساس كردم عدم شناخت مسائل داره به خيلي ها فشار مياره.از زمانيكه احساس كردم بايد براي مردمي كه عطش وحشتناكي براي دونستن دارن كاري كرد. نمي دونم چرا احساس كردم اين وظيفه منه. شايد چون رشته تخصصي من اينه. به هر حال درگيرش شدم. تمام انرژيم رو گذاشتم و نوشتم. از هيچ هزينه اي دريغ نكردم. بر اساس آخرين متد و پژوهشهاي انجام شده در انستيتو هاي جهاني مسائل رو مطرح كردم تا جاي هيچ شبهه اي باقي نمونه. خودم رو معرفي نكردم تا ذهنيت، يك جنسيت بر فضاي علمي سايه نندازه. فكرم رو گذاشتم براي ارائه آموخته هام… حالا كه به پشت سر نگاه ميكنم ميبينم سرزميني وجود داره كه افراد با ورود به اونجا ميتونن پاسخ سولاتي رو بگيرن كه درگيرشون كرده.يه سرزمين رويايي.بالغ بر پنجاه مقاله در زمينه هاي مختلف كه براحتي در اختيار افراد قرار داره تا كليدي بشه براي آرامششون. شايد اين كار وظيفه آموزش پرورش بود تا در قالب يه واحد درسي اين مهم رو به سر انجام برسونه. ولي ديدم اونها اينقدر مشغول مكيدن خون مردم هستند كه اميدي به بيداريشون نيست. من در مقالاتم راه حل ندادم و فقط مسائل رو حلاجي كردم تا باعث بشه شما مجبور بشين كه فكر كنين. براي من مهم اين نبود كه حرفهاي من سريعاً پذيرفته بشه. من ميخواستم راهي پيدا بشه تا با يك درگيري فكري خودتون به جواب برسين. بعضي ها به من ميگفتند كه تو شعار ميدي! من روزي جواب اينها رو ندادم چون به اعتقاد من اين افراد در حال آوردن دليل براي تنبلي خودشون هستند. من از متدي حرف زدم كه در سراسر دنيا در حال تدريس و اجراست. آيا فقط ما ايرانيها كه ادعامون گوش فلك رو پاره كرده عرضه نداريم چشما نمون رو باز كنيم؟ من دريچه رو به اين افراد شناسوندم تا ديگه پشت جمله زنگ زده “فرهنگ ما اينجوريه “ نتونن قايم بشن. ببينند كه ميشه تغيير كرد و بدونن زندگي زاويه هاي ديگه اي هم داره...انسانها يا ليدر هستند يا دنباله رو.اين افراد ليدر هستند كه تحول ايجاد ميكنند و بقيه هميشه منتظر كسي هستند تا آنها را نجات بدهد.ليدر كسي نيست كه رهبري ميكنه بلكه فرديه كه توان حركت داره. من نميگم كه تمام انرژيتون رو بذارين و خلاف جهت آب حركت كنين. من ميگم مواظب باشين آب شما رو نبره. شكست خورده ها هميشه ناله ميكنن كه تمام سعيشون رو كردند ولي اين برنده ها هستند كه با شاهزاده هاشون ميرقصند…هر فرد خودش مسئول خوشبخت كردن خودشه. آخرين چيزي كه قبل از خداحافظي بهتون ميگم پاسخ آخرين سوال كوئيز من بود. آندره ژيد نويسنده كتاب مائده هاي زميني در انتهاي كتاب ميگويد: كتاب من را دور بيانداز. مگذار متقاعدت كند. به خود بگو اين هم يك روش رسيدن به خوشبختي است. هر انساني راهي جداگانه دارد. تو راه خود را بجوي….. بدرود و موفق باشيد. بابك. پاييز هزار و سيصد و هشتاد و يك.
٭
(0) comments
خيانت … قسمت آخر 7-كسالت.اين نيز يكي ديگر از عوامليست كه باعث ميشه افراد در دراز مدت تن به خيانت بدهند.اين مورد بدليل اين ايجاد ميشه كه زوجين انگيزه لازم رو براي ادامه از دست ميدهند.به عبارت ساده تر دخترها و پسرها در زماني كه تحت شديدترين ضربات روحي قرار دارند و احساس خلاء داخلي ميكنند تصميم به ازدواج مي گيرند! اين يعني شما انتظار داريد، ازدواج براتون يك وسيله رهايي از پوچي بشه! منتظريد يك نفر بياد و شما رو از اين وضع نجات بده! يك نفري كه در واقع خودش هم به همين مصيبت گرفتار شده! اين انتظار بي مورد ، كه ازدواج از بين برنده مشكلات مي باشد و آسايش روحي فراهم مي آورد، باعث ميشه كه فرد بعد از ازدواج احساس كنه كه يه چيزي خورده تو صورتش! چون ميبينه كه مشكلات حل نشدن، بلكه عوض شدن! يك مرتبه روند زندگيش رو به صورت يك خط صاف بي مصرف ميبينه! همه چيزها اعصاب خورد كن ميشه و ارزشش رو از دست ميده. تمام عقده ها و آرزوهاي از دست رفته يك مرتبه پيداشون ميشه و به فرد دستجمعي سلام مي كنن! سرتاسر وجود فرد رو حس تباهي و از دست رفتن ميگيره. روزمرگي ماجرا هم مزيد بر علت ميشه تا شكنندگي شخص به چشم همسر چيز زياد جدي نياد! چراكه همسر فكر ميكنه اين هم يكي از نوسانات روحي عادي ميباشد.اما در بطن ماجرا افراد از اينكه در ازدواج حل شدند احساس بدي بهشون دست داده.انتظارات بالا ميره و كار به جاهاي بديگري مثل مشاجرات و دعوا ميكشه.زن از مرد انتظار درمان
داره و مرد هم از زن انتظار تيمار.اما هيچكدوم نمي دونن چه مرگشونه ! ولي مي دونن اينقدر شكننده هستند كه كاري براي ديگري از دستشون بر نمياد.اين وضعيت ممكنه تا جايي پيش بره كه افراد از همديگه خسته بشوند و فكر كنند بايد پنجره ديگري بروي خود باز كنند! بارها تاكيد كردم كه ازدواج رو در زمانيكه احساس توان و قدرت ميكنيد انجام بديد نه زمانيكه شكننده و ضعيف هستيد.ازدواج يعني بتوانيد مسئوليت يك نفر رو بر عهده بگيريد نه اينكه وزنتون رو بر دوش ديگري بندازين.مطمئن باشيد در غيز اينصورت پوچي ازدواج بدجوري در افكارتون رژه خواهد رفت. 8-يك ، يك! اين هم عامل ديگه خيانت ميباشد.زمانيكه فرد ميبينه همسرش داراي قيود اخلاقي نيست و اهميتي براي كانون خانواده قائل نميشه براحتي به خودش اجازه ميده كه بازي رو مساوي كنه! چون ديگه براي اون هم اصلاً اهميتي نداره كه بخواد به اصولي كه همسرش بهش پايبند نيست پايبند باشه.بي بند و باري يكي از ركن هاي خانواده چيزيه كه اول پدرصاحاب ركن ديگه رو در مياره و داغونش ميكنه و سپس اون رو به آرامي به سمت خودش ميكشونه و درگيرش ميكنه.بايد بدونين اين اتفاقات مربوط به يه قشر خاص نيست بلكه براحتي جريان رو طوري براتون رقم ميزنه كه ممكنه خود شما گريبانگيرش بشين.پس دقت كنيد.
9-مسائل اخلاقي. اين هم دليل ديگريست.هوس! همانطور كه گفتم بعضي از افراد به گروه خاصي تعلق دارند. براي اينان همخوابي با غير، دليل بر عدم علاقه به خانواده نيست! برعكس خيلي از اونها هم خانواده دوست هستند.اما يه هوس براي ايجاد رابطه همواره با آنان ميباشد.آنان قيود بين رابطه عاشقانه و رابطه از روي هوس را كاملاً از هم جدا كردهاند اما نه از منظر فلسفي بلكه از ديد خودخواهانه! آنان براي خود اين حق را قائل هستند كه خارج از كانون خانواده هم لذت جنسي كسب كنند چراكه خانواده رو متعلق به خود ميدانند اما خود رو متعلق به خانواده نمي پندارند.اين افراد فكر ميكنند يه چيزي فراتر تز خانواده هستند و در نتيجه در صورت بوجود آمدن امكان تطمع جنسي درنگ نميكنند.متاسفانه گرسنگي هاي جنسي قبل از ازدواج و بستن پيوند زناشويي قبل از رسيدن به شرايط لازم باعث ميشه كه فرد فكر كنه اون جوري كه بايد در زندگي جنسي نتونسته لذت ببره و همواره فكر ميكنه يك چيزي از ديگران عقبه!! چون تربيت غلط جنسي تعدد رابطه براي مرد رو افتخار و امتياز ميدونه نه كيفيت و سلامت رابطه رو.اين عقده ها و مسائل باعث ميشه كه مي شنويد فردي كه داراي زندگي آروميه گاهي داره زير آبي ميره……….
٭
(0) comments
خيانت … قسمت دوم در مبحث قبل شروع كردم به معرفي دلايل و حالاتي كه فرد ممكنه بواسطه اونها به سمت خيانت كشيده بشه.بدليل طولاني بودن بحث مجبور شدم اون رو به چند قسمت تقسيم كنم.و اما ادامه…. 5-مسائل اقتصادي.اين هم يكي از دلايل خيانت ميباشد.اما اصلاً منظورم افرادي نيست كه بخاطر فقر مادي دست به خود فروشي مي زنند چون اون مورد جزء دسته خيانت جمع بندي نميشه.بلكه منظورم كساني است كه شرايط اقتصادي مسائدي دارند و به سوي خيانت كشيده ميشوند.خودتون هم بارها شنيدين كه مثلاً فلان زن با اينكه وضعش خوبه و هيچ مشكلي نداره معشوقه هم داره!واقعيت اينه كه جامعه ما خيلي بي رحمه و پول رو حلال همه چيز ميدونه! عموماً افراد به زنهايي كه شرايط مالي مسائدي دارند هيچ حقي نمي دهند در حاليكه اين افراد واقعاً شكننده تر از بقيه هستند.تازه اگر يك روز يكي از اونها شكايتي هم بكنه همه بهش ميگن: كوفت! مرض! پول كه داري! چه مرگته ديگه؟!! اما جريان چيز ديگه ايه.اين افراد بدليل آرامش روحي بيشتري كه در اختيار دارند زمان بيشتري را از همسر براي خود طلب ميكنند! آنها چون درگيري فكري كمتري دارند با آرامش بيشتري سهم عاطفي خود را مي جويند.آنها انتظار بيشتري ار همسر دارند براي اينكه نگراني كمتر در زندگي باعث ميشود نيازهاي خود را بهتر بشناسند. ولي اكثراً همسران آنها براي بوجود آوردن اين شرايط در گيريهاي كاري شديدي دارند.آنها حتي در زمان استراحت نيز فكرشان حول مسائل كاري مي گردد و آرامش كافي براي درك احساسات زن را ندارند.از همه بدتر چون پول به اندازه كافي در اختيار وي قرار ميدهند فكر ميكنند وظيفه خاص ديگري بر دوش آنان نيست.در نتيجه كمتر نيروي ذهني خود را براي جذب همسر بكار ميبرند.آنها عموماً خسته به خانه مي آيند و زمان باقي را براي استراحت خود ميخواهند و مسلماً توان ندارند كه پاسخگوي همسر خود باشند.از آن طرف زن براي جبران اين خلاء به مسائل حاشيه اي مثل خريد فلان وسايل و يا انجام
يكسري فعاليتهاي بي تاثير مثل كلاسهاي نميدونم چي و چي پناه مي برد تا شايد بتواند ذهن خود را منحرف كرده و خلاء را احساس نكند. مرد نيز كه شرايط را اينگونه ميبيند حدس نمي زند كه جريان چيز ديگه ايه! بلكه فكر ميكنه همسرش اينجوري مجاب ميشه.از نظر روانشناسي رفتار تصنعي و توام با تظاهري رو كه در حالات اين افراد مشاهده ميكنيد دليلش پوشانيدن همين تشنگي ميباشد.نتيجه اينكه براي فردي كه از خارج براي كسب لذت وارد سيكل زندگي اين افراد ميشود زدن هدف كار چندان سختي نخواهد بود. فقط كافيه كه بتونه پاسخگوي اين حفره روحي باشه.كاري كه در اصل همسر بايد انجام ميداد …. 6-سيرابي كامل.اين گره ايست كه بدست زنان باز ميشه اما متاسفانه اكثر اونها اصلاً ازش اطلاعي ندارند! بارها به من ايميل زده شده مبني بر اينكه مرد با فاصله هاي روزانه كوتاه دوباره قصد ايجاد رابطه رو داره و زنها همواره از اين شاكي بودند كه چرا هر وقت كه مرد دوست داره بايد رابطه ايجاد بشه! واقعيت اينه كه تقصير خودتونه!ببخشيد، ولي دندتون هم نرم! براي اينكه اصلاً توجهي به اين مسئله نمي كنيد كه زمانيكه مرد به مرحله انزال مي رسه دليل نميشه كه اقناع شده باشه و حس جنسيش فروكش كرده باشه.يا يه كاري رو انجام ندين يا درستش رو انجام بدين.زنها عموماً در روابط جنسي فعاليت و حرارت كافي بخرج نمي دهند.اونها بايد دقيقاً بر عكس رسم فعلي سعي كنند كاملاً روي كار سوار
شده و عنان اختيار رو در دست بگيرند.زني كه در زمان ايجاد رابطه تلاشي رو انجام نمي ده رابطه رو يكطرفه ميكنه ،حس يجور تحميل رو بمرد القا ميكنه.اين وضعيت باعث عدم رضايت روحي و رواني مرد شده و در نتيجه اثر رابطه براحتي از بين خواهد رفت. مسلماً روز بعد مي بينيد كه مرد تمايل به ايجاد رابطه مجدد داره!چون بدبخت هنوز تشنه ميباشد! اين وضعيت اينقدر با عدم سيرابي ادامه پيدا ميكند تا رابطه جنسي بسرعت فاقد تاثير بشه و تشنگي سراسر وجود مرد رو فرا بگيره. مردان در اين لحظات فكر مي كنند دليل در عدم جذابيت مي باشد پس اعلام ميكنند كه از همسر خود خسته شده اند و او را يكنواخت مي يابند! بعضي از آنان هم سعي ميكنند در پس پرده با ايجاد تنوع! راهي براي فرار از اين وضعيت بيابند.ولي اگر زن رابطه رو حق خودش بدونه و در زمان اون سعي كنه حرارت رو افزايش بده و به اصطلاح رمق مرد رو بگيره ميتونه خيالش كاملاً راحت باشه كه مرد به هيچ عنوان به سمت مسائل حاشيه اي نمي ره.اين نكته رو هم بدونين كه برخلاف انتظار شما ، مردها در صورت ارضا كامل خيلي ديرتر از زنها تمايل به ايجاد رابطه پيدا ميكنند .اگر مرد شما همچنان تشنه ميباشد شما مسلماً بي تقصير نيستيد….. ادامه دارد…..
٭
(0) comments
خيانت… قسمت اول اين عامل باعث بهم ريختگي اعصاب و روان شده و همواره افراد ترس عجيبي از آن در دل دارند.بايد بدونين كه خيانت تنها زماني اتفاق ميافته كه فاصله بين زوجين از يه حدي بيشتر بشه و سردي روابط رو فرا بگيره.اين اتفاق بطور كاملآً خزنده صورت ميگيره كه ريشه در فرو ريزي فيزيكي بصورت آشكار و نابودي رواني فرد بصورت پنهان داره.نكته ديگر اينكه با مطالعه اين بخش متوجه ميشين كه خود در به انحراف كشيدن يك فرد چقدر تاثير داريد .حالا المنتهايي رو كه باعث ايجاد اين مهم ميشوند رو براتون توضيح ميدهم… 1-عدم پاسخگويي روحي.اين بلايه كه معمولاً آقايون سر خانمها مي آورند.زنان عموماً يك خواسته اصلي دارند و آنهم اينكه مورد التيام روحي قرار بگيرند.اما متاسفانه بسياري از آقايان داراي اطلاعات ادراكي زن نيستند و بدليل تربيت و فرهنگ خودخواهانه اجتماعي همواره خر خود را مي رانند و اصلاً تشنگي روحي همسرشان را نمي بينند!در اين حالت زن نيز ممكنه دچار فروريزي شخصيتي بشه.به اين معني كه زمانيكه مهمترين در خواستش از جانب همسرش رد ميشه براحتي نتيجه مي گيره كه موجوديتش براي مرد مفهومي ندارد.اونوقته كه مثل يك شكم خالي كه آماده بلعبدن هر غذايي است كوچكترين پالسهاي محبت رو از اطرافيان جذب ميكنه و اين ميشه كه شما گاهي مي شنويد فلاني علاوه بر شوهرش يك معشوقه هم داره! 2-عدم پاسخگويي جنسي.كشتم خودم رو بستكه از اهميت اين موضوع گفتم.ولي مي خوام يه خبر بامزه بهتون بدم! افراد مجرد فشار سنگيني رو تحمل مي كنند و انرژي شديدي رو هزينه مبارزه با خواسته طبيعي خود مي كنند. بعد هم بدليل عدم شناسايي صحيح ممكنه تن به ازدواج با فردي رو بدهند كه قادر به جوابگويي جنسي آنان نيست.حالا بايد نويد اين رو بهتون بدم كه فشاري رو كه الان تحمل ميكنند حتي يك هزارم فشار گرسنگي جنسي بعد از ازدواج هم نيست!
چراكه در آن زمان افراد بصورت مستقيم و فيزيكي تحريك مي شوند، اما اقناع نمي گردند! فشاري غير قابل تصور كه هر متهمي رو وادار به اعتراف ميكنه!! واقعاً فكر ميكنيد چرا خيلي از افراد بعد از ازدواج سريعاً پير مي شوند؟ افسرده و كم حرف يا عصبي و پرخاشگر مي گردند؟ اين فشار ها آنچنان روح و روان افراد رو به هم مي ريزه كه فرد ناچار به ايجاد رابطه خارج از چهارچوب ميشه.بايد بدونين كه تمام افرادي كه به اين سمت كشيده مي شوند افراد با خانواده اي هستند كه قبل از ازدواج مثل خيلي از شماها حتي فكر در اين مورد رو كثيف مي دونستند حال ببينيد چه فاجعه رواني به آنان وارد مي آيد كه آنها خيانت را حق خود مي پندارند! 3-عدم رضايت جنسي(مردان) –در مورد آقايان بايد بگم خيلي از اونها فكر ميكنند قدرت جنسي بالايي دارند! من فقط براشون يك سر به نشانه تاسف تكون مي دهم ، چون مي دونم پسري فاقد تجربه يا داراي تجربه هاي بي ارزش نميتونه توان جنسيش رو تشخيص بده.در واقع قدرت جنسي نياز به تمرين و ممارست دارد و اصلاً يك چيز حسي نيست كه شما فكر كنيد زيادش رو داريد!! خيلي از شما بدون اينكه متوجه بشيد خود عامل متلاشي شدن زندگيتون ميشين.مرداني
كه از تكنيكهاي جنسي، نحوه و زمان كاربرد اونها اطلاعي ندارند و رابطه رو در معاشقه و دخول مي پندارند! اينان بدست خود باعث مي شوند كه روابط فيزيكي بسرعت جذابيت خود رو از دست داده و به يك امر روزمره و ميكانيكي تبديل گردد.تا جائيكه زنان صرفاً مجبورند براي حفظ زندگي تظاهر به لذت بكنند! نكته اينكه اگر هم اعلام عدم رضايت كنند مرد احساس ميكنه كه مردونگيش زير سوال رفته و اونوقت حالت تهاجمي ميگيره و شر راه مي اندازه يا كينه به دل ميگيره. از طرف ديگه باباجون هيچكدوم بلد نيستند.نه مرد و نه زن.اين چيزي نيست كه بشه تزريقش كرد.نه ديگه زماني وجود داره و نه راهي براي تمرين و آموزش.وضعيت نابهنجاري شكل ميگيره كه فقط به خاطر عدم حركت در مسير توصيه شده ميباشد.نتيجه نهايي اينكه عموماً زن به مرحله دوم سوق پيدا ميكنه و نتايج وخيمي رو رقم مي زنه. 4-عدم رضايت جنسي(زنان) –متاسفانه حجب و حياي احمقانه زنان و همچنين عوامل خجالت آوري كه به عنوان نجابت و ارزش داره ازشون ياد ميشه، باعث شده ما ضمن به مسخره گرفتن شعور انسان! ضربه سنگيني رو به كانون خانواده بزنيم.تمام موارديكه به غلط باعث شده تا شخصيت زن با انزجار از روابط جنسي شكل بگيره و بي اطلاعي از اقداماتي كه زن در حين روابط بايد انجام بده باعث ميشه كه سردي ناراحت كننده ايبه مرد دست بده تا حدي كه عملاً مرد احساس كنه با يك تكه گوشت مرده همبستر شده! اين عدم گرمي زنان و ابراز بي علاقگي آنان باعث مي شود مرد در مقابل زناني كه كارشان را بهتر مي دانند مقاومت كمتري بعمل بياورد.اينبار زن با يك حماقت ناخواسته باعث راندن مرد مي شود چرا كه فكر ميكند بصرف اينكه همسرش با وي همبستر ميشود و به انزال ميرسد اقناع گشته!در حاليكه تسليم شدن و آماده بودن در ايجاد رابطه نيست بلكه حرارت ايجاد كردن در رابطه ميباشد. ادامه دارد..............
٭
(0) comments
فاصله…. قسمت دوم در مبحث قبل تعدادي از موارديكه باعث ميشه در زندگي مشترك بين زن و شوهر فاصله ايجاد بشه رو براتون فهرست كردم. واما بقيه موارد…. 5-ازدواج از روي نياز جنسي.يكسري از ازدواجها دقيقاً اين شكلي هستند .افرادي كه براي ارضاء جنسي راه به اصطلاح صحيح! اون رو انتخاب ميكنند.در حاليكه نميدونند ازدواج پاسخگو هست اما هدف و دليل نيست.فرد دچار فشار شده، امكان تخليه هم نداره، در و ديوار رو بشكل جنس مخالف ميبينه! و مثل بشكه ايه كه فقط پر ميشه. بايد قبل از تركيدن يه كاري انجام بده. مسلماً اين ازدواجها بعد از سيرابي نتيجه وحشتناكي داره: انزوا طرفين و مخصوصاً ضربات شديد روحي به زنان. بدليل عدم هم خواني شخصيتي مرد فقط تونسته مشكل دروني رو بكشه اما موارد ديگر قابل علاج نيست.همسر براش ميشه يه وسيله خونه كه يه استفاده خاص داره تا وقت نياز ازش استفاده كنه! نه ميتونه تخليه روحي انجام بده و نه به همسرش توجه درستي بكنه چون چيزي كه از يه همسر انتظار داشته ، بغير از موارد فيزيكي ( تازه اونهم شايد) اجابت نشده. 6-تعبير غلط. متاسفانه فشارهاي رواني و سركوبهاي جنسي عاملي ميشه كه فرد گرايشات رو به غلط عشق تعبير كنه.فاجعه اينه كه اين حالت مثل مه روي همه چيز رو ميگيره و آدم رو كور ميكنه.خيلي از افراد عملاً هيچ شناختي از هم ندارند ولي عاشقند! طرف تو كف دختر همسايه رفته! هر روز ميبينه كه اون ميره و مياد، سرش پايينه و اين رو هم تحويل نميگيره! اصلاً حتي يه كلمه با هم حرف نزدن كه ببينن طرف كي هست! ولي در پس پرده ضمير نا خود آگاه اين مجهول و دست نايافتني بودن يه عامله كه داره ايجاد گرايش ميكنه .بعد از مدتي گرايش معني پيدا ميكنه و نتيجه مساويست با عشق!حالا طرف زن ميخواد اونهم دختر همسايشون!
7-گذشت! خيلي از افراد براي بدست آوردن يه دختر از يه سري مسائل رد ميشن! ميگن مهم نيست.حالا تا ديروز رضايت نميدادن ولي الان ديگه بخاطر دستيابي به طرف موردي نداره! بعضيهاشون حتي فكر ميكنن بعد از ازدواج اين نقصها رو ترميم ميكنن يا درستش ميكنن يا آموزش ميدن و نظاير اين اشتباهات اسفناك. متاسفانه اين قضيه رواج داره و نتيجه اش اينه كه مسائل كوچك بعد از ازدواج دوباره نمود ميكنه و اينبار يه جورايي هم حتي دهن كجي ميكنه! يه چيزي رو رك بهتون بگم.آقايون و خانمهايي كه ايده آل براتون مهمه، شماها خيلي بيجا ميكنين بصرف اينكه عاشق يه نفر هستيد از اون موارد چشم پوشي ميكنيدچون بعد از ازدواج اين موارد دهن باز ميكنه و زندگيتون رو مي بلعه!اگر عشقتون رو از دست بدين اشكال نداره اما حق ندارين باعث بشين يه كانون گرم تبديل به جهنم بشه.قبل از هر چيز چشماتون رو باز كنين. 8-مقايسه كردن .همه مي خوان بهترين مال اونها باشه.هركس يه ايده آل رو كرده ملكه ذهنش و تو فكر اونه! يا مثلاً چند تا دوست داشته و خصوصيات مثبت همه رو جمع كرده و حالا از همسرش انتظار داره كه همه اونها رو داشته باشه!! اصلاً چنين چيزي امكان نداره.هركس يه خصوصياتي براي خودش داره كه نشون دهنده اون فرده و نه ديگري.مشكل اينه كه خيلي ها بدليل ضعف در عملكردهاي ارتباطي، فرد رو با قبول نقاط ضعفش نمي پذيرند، بلكه قبولش ميكنن و در ذهنشون مي خوان اصلاحات روش انجام بدن!متاسفانه نتيجه اينكه اين كار تقريباً ميسر نيست و بعد از مدتي باعث خستگي و بروز فاصله روحي رواني بين زوجين ميشه.
9-تكراري شدن.اين تنها دليلش اينه كه افراد خلاقيت طراحي زندگي رو ندارند.قدرت ايجاد تغييرات رو ندارن و بدبختي اينه كه حاضر نيستند اين واقعيت رو هم قبول كنند!ايراد رو ميذارن رو همديگه و به خودشون حق ميدن از زندگي فاصله بگيرن! تغيرات و ايجاد لحظات شيرين چيزي نيست كه اون رو توي سيني بذارن و تحويل شما بدن تا ميل بفرمائين ! بلكه چيزهايي هستند كه خود شما بايد بوجودش بيارين.اينكه انتظار داشته باشين همسرتون براتون تنوع بوجود بياره يه فكر خام بيشتر نيست. 10-پشيماني. متاسفم ولي بايد بگم اين گروه نابود شدند و كاري نميشه براشون انجام داد.طلاق راهيه كه وجود داره ولي در ايران اين امكان بستگي به قدرت فرد داره. پس براي خيلي ها بازي تمومه.بدونين درصد بالايي از مردان و زنان كه ميشناسين در ضمير ناخودآگاهشون شديداً درگيرند.چون بدون رعايت شرايط ازدواج دست به اينكار زدند.اونهايي هم كه جسورترند در پس پرده بازي ديگه اي رو آغاز ميكنند و بقيه هم افسرده و نالان فقط گذران عمر ميكنند.پس به آينده اي كه پيش رو داريد با دقت بنگريد….
٭
(0) comments
فاصله… قسمت اول. يكي از نكاتي كه همواره بعد از چند سال كه از زمان ازدواج مي گذرد اتفاق مي افتد مسئله فاصله افتادن بين زنها و شوهرهاست.اين مسئله بخاطر عوامليست كه افراد در ايجاد آن تعمدي ندارند اما در ضمير ناخودآگاه افراد اتفاق مي افتد و باعث ميشود كه فرد دچار درگيريهاي ذهني شود.من چند مورد از آنها را برايتان فهرست ميكنم…. 1-ذهنيت غلط.زن و مرد در روزهاي آغازين زندگي واسه هم هلاكند! مدام بهم ميگن فلاني، توروخدا بيا جاي من نفس بكش! اونها براي بدست آوردن همديگه خودشون رو خفه ميكنند.انرژي شديدي مصرف ميكنن .تمام كارهاشون رو كنسل ميكنن و ميچسبند به شيرين كردن زندگي! اما پس از مدتي ديگه تعطيلات تموم شده! و آقايون بايد به كارهاي ديگه هم بپردازند.اين مسئله از جانب زنها پذيرفته نيست! اونها اين افت رو كم شدن علاقه تفسير ميكنن! چون متاسفانه انتظار دارن كه هوا هميشه آفتابي باشه! خيلي ساده پس از كم شدن التهاب آغازين زنها به اشتباه فكرشان مشغول اين مورد ميشه كه جايگاه نخست رو از دست دادند! چون آقاهه مثلاً روزي 20 بار تلفن ميكرده حالا شده روزي 1 بار! در نتيجه يك بحران خزنده در ذهن اونها آغاز ميشه .تنها بدليل اينكه اونها ظرفهاي احساسي مردها رو نميشناسن .
2-مالكيت.يه ذهنيت باعث ميشه كه زن و مرد اول ازدواج به هم تعهد بدهند كه هيچگاه به هم خيانت نميكنن! اين تعهد خيلي خوشگله اما يه اشكال كوچك داره! اونهم اينكه از نظر روانشناسي مثل راه رفتن روي باتلاق ميمونه! چون مرد يا زني كه از قدرت خود در جذب و جلب همسرش مطمئن نيست يه چنين تعهد بي اعتباري رو وسط ميكشه .تمام زنها و مردهايي كه خيانت ميكنن اين تعهد رو دادند! اشكال اينجاست كه اين حربه بي مزه باعث ميشه كه فرد ضعفش رو پشت اون قايم كنه.كسي از مطرح كردن اين مسئله نيتي نداره ولي ضعف باعث ابراز اون ميشه چون حس ميشه كه الان يه زنجير نامرئي مانع از دست دادن همسر ميشه! اين قرارداد باعث ميشه فرد ناخودآگاه ديگه تلاش كمتري انجام بده چون ميگه همينه كه هست! غلط هم ميكنه زيرآبي بره چون قول داده! واقعيت اينه كه شما اگر به خود و همسرتون اعتماد دارين ديگه مطرح كردن اين مسائل دليلي نداره.اين محكم كاريها در روانشناسي نشونه اينه كه در زواياي باطني فرد اشكال پنهاني شكل گرفته. 3-عدم كاووش.افراد در سالهاي ابتدايي شديداً ميخواهند هميديگه رو بشناسن.اونها براي هم تازگي دارند.اما بعد از مدتي كه از يكسري قيود رها شدند و سيراب شدن فكر ميكنن بعله ديگه ما همسرمون رو بدست آورديم و ديگه لازم نيست كاووش كنيم تا بشناسيمش و بتونيم بهش نزديكتر بشيم! اشكال اينه كه افراد اين شناساييها رو براي جذب كردن انجام ميدن و نه براي درك كردن! نتيجه اينكه بعد از جذب كردن مسلماً ديگه كاووش مفهومي نداره و طراوت از بين ميره. ولي افرادي كه مبنا رو درك كردن ميذارن چون حالات افراد در هر مرحله سني متفاوت است اونها مدام بايد در حال كاووش باشن و مسلماً طراوت هميشه وجود دارد.
4-سكون.اين كشنده ترين عامل يك ازدواج توسط يك زنه ! كه از اتمام بار علمي و سكون فكري نتيجه ميگيره.باز زنها شاغل چون با محيط بيرون در ارتباط هستند دايره اطلاعاتي بازتري دارند ولي خانمهاي خانه دار كه هم فضا و هم زمان نسبتاً كافي براي مطالعه و تحقيق دارند نيروشون رو ميذارن رو گوبلن بافي و تلفن و برنامه هاي بي مزه تلويزيون!خانمها بدونين اگر مي خواهيد زندگي مثال زدني داشته باشين وظيفه دارين هم صحبت خوبي باشيد. هيچ مردي زمان بودن با زني رو كه با مسائل روز دنيا آشناست و صاحب نظره رو از دست نميده.ناز مفت هم نكنين! بي تعارف حرف زدن با بعضيهاتون واقعاً كسالت آوره.هيچي ندارين كه ارائه بديد و فقط تائيد ميكنيد. بعضيهاتون هم كه پز دادن خفه شون كرده.ميرن يه اراجيفي رو ميخونن بعد هم اسمش رو ميذارن روشنفكري! شما بايد مسائل روز رو بشناسين، اتفاقات دنيا رو پيگيري كنين، بجاي اين اراجيف مجله هاي خانواده كه سراسر دروغ و چرت و پرته روزنامه صبح رو بخونين، اين چيزها بشما هم مربوط ميشه. وقتي بار علمي خودتون رو بالا ميبرين ديگه مرد با شما تحليل ميكنه، تجزيه اطلاعات ميكنه،اون وقت ممكن نيست زمان با شما بودن رو از دست بده.بي تعارف مرد زماني از حرف زدن با شما به خميازه مي افته كه شما از مشكلاتي حرف ميزنين كه براي اون خيلي پيش و پا افتادست…خودتون رو جمع و جور كنين. ادامه دارد……
٭
(0) comments
همجنسگراها كيستند؟ امروز مي خواهم در مورد مطلبي حرف بزنم كه چندان خوشايند عموم نيست اما وجود دارد.متاسفانه سياست اجتماعي ما همواره سكوت و تنفر بوده و اين به ما هميشه ضربه ميزند.چون رفتار ما دقيقاً مثل كسي است كه مي گويد اگر از ميكرب حرف نزنيم جامعه بيمار نميشود!! اما واقعياتي در جامعه وجود دارد كه مبحث امروز را تشكيل ميدهند. متاسفانه به رابطه جنسي بعنوان داد و ستد نگاه ميكنند و كسي را برنده ميدانند كه مي گيرد! يكي از دلايل مصرفي تلقي كردن زنان نيز همين است چون مردان با افتخار! اعلام ميكنند با فلان زن خوابيده اند و پيش خود ديگه براي وي ارزشي قائل نيستند.بايد بدونين كه بر خلاف انتظارتون در دنياي جديد جنسيت افراد با آلت تناسلي تعيين نميشود بلكه در زمان بلوغ كاملاً مشخص ميگردد كه بطور كامل چه جنسيتي به فرد اطلاق گردد.نكته ديگه اينكه ما بغير از زن و مرد جنس ديگري از نژاد انسان هم در كره خاكي داريم كه به اصطلاح دوجنسي SHEMALE ناميده ميشوند. در بين دوجنسيت اول نيز گرايشاتي رو مي بينيم كه نسبت به هم تمايل دارند اما وجود آنان نيز در جوامع بسته همواره انكار مي شود. متاسفانه چون در تربيت غلط جنسي افراد به 2 گروه ACTIVE يا مرد و NONE ACTIVE يا زن تقسيم ميگردند اين گرايشات هميشه غير معمول و مورد نكوهش توصيف شده اند. رابطه زن با زن lesbian خود بخود خنثي و بي اثر تلقي شده و از رابطه مرد با مرد gay هم مترسكي از زنانگي و شخصيتي بي ارزش ياد ميشود! شما بارها و بارها اين روابط رو ديده يا شنيده ايد.البته در جوامع بسته خيلي از افراد بدليل فقدان روابط جنسي دست به اينكار ميزنند اما به آن گرايشي ندارند. اما نگاه جامعه به افراد داراي تمايل به اين روابط ، نگاهي غير قابل بخشش ميباشد.جامعه آنها را به انحرافات جنسي متهم ميكند و گروهي هم آنان را بيمار رواني مي خوانند!! زمانيكه در دنيا روابط همجنسبازان آزاد شد اخلاقيون فرياد بي بند و باري سر ميداند اما بعداً اين افراد در سراسر دنيا پذيرفته شدند و پس از پژوهش آنان را از ليست بيماران خارج كردند.همانطور كه گفتم جنسيت افراد ممكن است آن چيزي نباشد كه در ظاهر مشخص است. همانطور كه شما گرايشات جنسيتي خود را انتخاب نكرديد اين افراد نيز جنسيتشان در اختيار خودشان نيست.آيا شما تا
بحال تلاش كرديد يا قادر هستيد كه خارج از حيطه جنسي خود عمل كنيد؟ مسلماً بدليل همان جواب شما ،نمي توانيد انتظار داشته باشيد كه آنها قادر باشند از رفتار جنسي مورد نظر تبعيت كنند. اما ما بغير از زن و مرد نژاد سومي هم داريم كه به آنها دوجنسي (shemale) گفته ميشود.زناني كه داراي آلت مردانه هستند.براي اين افراد تغيير جنسيت آزاد است اما واقعيت اينست كه لطفي در حق آنان از نظر شخصيتي و روحي نميكند چون اينها نژاد ديگري هستند و داراي خصلتهاي ديگري ميباشند و مسلماً با عمل فيزيكي نمي توان روحيات آنان را عوض كرد. زوري نيست آقاجون! براي باور كردن وجود آنها در ايران كافيه فقط يه سر به كلوپهاي ايراني ياهو بزنيد تا كثرت افراد gay , lesbian, shemale رو كه در اونها عضو هستند ببينيد.اين افراد رو نبايد كتمان كرد.ولي متاسفانه بدليل ديدگاه بي رحمانه اجتماع و همچنين مسائل مذهبي اينان مجبور به مخفي شدن هستند.شديدترين حكمها براي آنها صادر ميشود و به آنها حق پاسخگويي به نياز طبيعي را نميدهند! ولي اين راه حل نيست. بايد پذيرفت كه آنان بيمار يا منحرف نيستند كه بخواهيم آنان را كتمان يا مجازات يا بدليل عدم همخواني از بين ببريم! آنها در دنيا آزادند و از تمام حقوق شهروندي برخوردارند چون گونه هاي ديگر انسان با خواص و حالتهاي ديگر هستند.كسي به آنها توهين نميكند و مانعي براي پيشرفتشان نيست.ما نيز بايد چشمانمان را بشوييم و جور ديگر بنگريم. .فقط تنها چيزي كه از شما مي خواهم اين است كه بدانيد آنها كاملاً طبيعي هستند.به آنها بديده نفرت نگاه نكنيد و بهشون احترام بذارين.
در مورد اين افراد چند سوال عمومي به من ايميل شد كه من به شما پاسخ ميدهم 1-آيا gay از رابطه لذت ميبرد؟ پاسخ: آري. چون زائده اي ، بالاتر از مقعد، واقع در روده قرار دارد كه در اثر تماس با آن كاملاً به مرد احساس لذت ميبخشد و حتي قادر است آنها را زودتر به انزال برساند. 2-آيا آنها همگي حاوي ايدز هستند؟ پاسخ: خير. ولي نسبت اين معادله در آنها بيشتر است چون اين افراد بايد همواره پنهان باشند و بايد به پوسته هاي زيرين اجتماع بروند و در نتيجه با افراد بي ارزشي براي دفع نياز مجبور به همخوابي ميشوند.مسلماً بيشتر در معرض ويروسHIV قرار ميگيرند.اما دليل نميشود چون طرف gay است ناقل بيماري آفريده شده باشد! 3-آيا رابطه همجنسگرايي براي آنان لذت دارد: پاسخ: بله. همانطور كه شما از غير همنوع لذت ميبريد آنها هم از همنوع لذت ميبرند و كاملاً ارضا ميشوند چون گرايشات و خلقت و گونه هاي انسان متفاوت است. 4-آيا shemale در اثر رابطه ارضا ميشوند؟ پاسخ: آري. آنها هم داراي مني بوده و به انزال مي رسند اما مني آنها قابليت باروري ندارد
٭
(0) comments
رئيس, من هستم! يكي از كارهايي كه عموماً از جانب بعضي آقايان ميبينيم مسئله گير دادن به خانمها ميباشد! البته اين مورد رو ما در كشورهاي قومي گرا از قبيل ايران مي تونيم با اين شدت ببينيم و در كشورهايي كه آزاديهاي فردي در اونها رعايت ميشه اين موارد كمتر بچشم ميخوره. من بارها و بارها ديدم كه طرف 2 روزه با يكي آشنا شده ، داره بهش امر و نهي ميكنه! اينكار رو بكن، اينكار رو نكن! يكي هم نيست بهش بگه آخه مرتيكه به تو چه ربطي داره؟ اين مسئله برتري جويي از خصلتهاي يك مرد ميباشد و البته خانمها هم اون ته دلشون با اين خصلت كلي حال ميكنند اما ديگه نه اينكه به واسطه اون قرار باشه هر تبعيد و فشاري رو به زن وارد بيارن. اصل روانشناسي: اصولاً انسان در زمانيكه ذخيره ذهني و علمي براي ارائه و يا كشش ندارد ، براي بدست آوردن يا حفظ چيزي يا كسي ، از عوامل تظاهر،دروغ،ترحم،نمايش و نظاير اينها بعنوان ابزار استفاده ميكند. ماجرا از اينجا آب مي خوره كه خانمها از نظر حسي دلشون مي خواد كه هميشه در كانون توجه همسرشون قرار داشته باشند. اين مسئله عاملي ميشه تا زمانيكه مرد نسبت به كارهاي جزئي و شخصي همسرش علاقه نشون ميده يك احساس خوب و گرماي مطبوعي در زن بوجود بياد.ولي مكافات اينه كه آقايون اين مسئله رو درست درك نميكنن.يه چيزي شنيدن و يه قدرتي رو هم دارند درنتيجه فكر مي كنند بايد تو هر سوراخي يه موشي بدونند و فضولي كنند! واقعاً قرار نيست شما بصرف اينكه به هم تعهد داديد كه مال هم باشين يا حتي اگه ازدواج كردين آزاديهاي يكديگر رو سلب كنيد. متاسفانه در بين خانمها هم اين جا افتاده كه فكر ميكنند صرف نظر از عقايد و انجام يكسري كارهاي شخصي بخاطر همسر از علاقه
نشات ميگيره!! ولي واقعاً اين هيچ ربطي به علاقه نداره چرا كه براحتي ميبينين اين مسائل بعد از يه مدت عملاً وظيفه تلقي ميشه و نه لطف. من نميدونم كه يه تعداد از آقايون طبق چه منطقي نظرات شخصيشون رو تحميل ميكنند؟ يا مي خواهند كه همسرشون طبق استانداردهاي اونها زندگي كنه؟ آيا اين موارد و اينگونه برخورد چيزي بجز زور و اعمال قدرت توش وجود داره؟؟ مورد ديگه اينكه طرف تا ازدواج ميكنه به اولين چيزي كه فكر ميكنه كنترله!!! خانم اينكار رو بكن،نكن،بپوش،نپوش و هزارتا اما و اگر ديگه.آقايون، مگر همسر شما آدم سالمي نبود كه شما انتخابش كرديد؟ مگر نه اينكه سالها بدون وجود شما خودش رو حفظ كرده؟ پس ديگه اين لوس بازي ها چيه؟ آيا ميدونين داريد غير مستقيم توهين ميكنين؟ زن رو گوسفند فرض ميكنين كه اگه بالا سرش نباشين هرز ميره!! آيا واقعاً فكر ميكنين كه نشون دادن مردونگي اينجوريه؟براي اينكه زنتون حس كنه شما آدم محكمي هستيد راهش اين نيست كه براش قيافه بگيرين! واقعاً اين رئيس بازي و مسخره بازياي نظير اين چيه كه اولين كاريه كه بعضيهاتون بعد از ازدواج انجام ميدين؟ طرف 4 روزه نامزد كرده قيافه اش رو واسه خانواده عروس ميكنه مثل برج زهر مار كه يعني خانم حواست رو جمع كن! از حالا به بعد اينجا من تصميم گيرنده هستم!! واقعاً اين چه جور زندگي مشتركيه كه توش داره سهم مشاركت تعيين ميشه؟! بخدا اين مثال احمقانه گربه دم حجله كشتن نشونه هيچ چيز بجز حماقت نيست. واقعا مردونگي شما اينجوري زير سوال ميره چون اين رفتار يه فرديه كه ميدونه اينقدر ضعيفه كه همسرش بسرعت از ازدواج با اون پشيمون ميشه بنابراين با اين شيوه مي خواد زن رو تحت سلطه خودش در بياره! آيا شما يه همچين آدمي هستيد كه رفتارتون اينجوريه؟ من اينطور فكر نميكنم.فقط حدس ميزنم كه عرفها و شرايط غلط جامعه داره ناخودآگاه باعث ميشه كه شما اين رفتار رو انجام بدين. اگر شما آدم روشني باشيد مسلماً نبايد اين رويه رو انتخاب كنين. پس لطفاً بس
كنيد. بيشتر از اين خودتون رو در معرض خنده ديگران قرار ندين.مسلماً كسي كه داره با شما ازدواج ميكنه پيمان نميبنده كه آزاديهاش رو ازش بگيرين. اين ذهنيت غلط كه هميشه نگران خيانت همسرتون هستيد ريشه در افكار شما داره و نه در عملكرد همسرتون.واقع بين باشن. زنها واقعاً به قصد خيانت با شما ازدواج نميكنند و اگر هم در اين مورد اتفاقي صورت بگيره مقصرش تنها و تنها رفتار خود شما بوده كه همسرتون رو مجاب نكرديد.آقايون، همه زنها به يك حامي احتياج دارند و نه يك فضول! نه يك آقا بالا سر كه تعيين تكليف كنه. زن احتياج به يه هم فكر داره كه بتونه بيشتر رشد كنه نه اينكه يه نفر بخاطر ضعف خودش اونها رو محدود كنه. باور كنين ايجاد جذابيت در اين مسخره بازيها نيست بلكه در توانايي كشش يك نفر خلاصه شده. خب، اگر يكنفر اين مهم رو نداشته باشه آيا ابزاري غير از زور و تصاحب رو بر ميگزينه؟ آقايون، اين واژه زشت متعلقه كه بابا بزرگ هاتون ازش استفاده ميكنند و با افتخار ازش ياد ميكنند خيلي شرم آوره.اين واژه در مورد اجسام بكار ميره نه در مورد موجودي كه چيزي جز روح و لطافت نيست.ولي شما هم از شنيدنش هيچ حسي بهتون دست نميده. پس ببينين تفكرات گذشته روي زندگي شما چه راحت تاثير گذاشته..سعي كنين اين تغيير رو در خودتون ايجاد كنيد.دوران جاهليت تموم شده.باور كنيد.
٭
(0) comments
حالات زنان را بشناسيد بعضي از زنان بدليل ذهنيات ،شرايط زيستي و بخاطر ناكامي جنسي، نا خود آگاه بعد از ازدواج به درون يك سري مشكلات و كشمكشهاي روحي مي افتند كه افسردگي و ياس از زندگي نتيجه ساده اونه.اين درگيريها شامل 3 مرحله پيوسته و در عين حال جدا از هم ميباشد كه آقايون حتماً بايد آنها را دقيق بشناسند. چراكه اونها اگر يه زندگي آروم ميخواهند بايد بتوانند مثل يك وزنه در طرف ديگه ترازو عمل كنند تا وضعيت ثابتي شكل بگيره .من بارها گفتم كه روابط جسمي تاثير مستقيم بر روحيات و درجه شادابي افراد داره ولي متاسفانه عرفهاي قديمي زورشون از من بيشتره!! اين موارد بعد از ازدواج نمود ميكنه و اين آقايون هستند كه نقش مهمي رو در از بين بردنش بازي ميكنند. متاسفانه آقايون اصلاً شناختي از اين مسائل ندارند ولي فكر ميكنند چون مثلاً 3 سال با يكي دوست شدن طرف رو ميشناسن!…به هر حال من اين حالات رو براتون ميگم تا در صورت مواجه با اونها جا نخوريد.. . 1-گروه اول زناني هستند كه زندگي سنتي دارند و شامل خيلي از مادران و اطرافيان ما ميشوند.آنها گرفتاريهاي خانگي زيادي دارند و تمام نيروي عصبي و روحي و جسمي آنان صرف فعاليتهاي خانه داري ميشود.گرفتاريهاي مادي و تهيه معاش هم مزيد بر علت ميشود تا زندگي روزمره تمام ذهن اونها رو پر كنه و اونها رو آنچنان غرق خودشون بكنه كه يكباره اونها تبديل به يك مجسمه سنگي بشن! اونها ديگه يا توان ندارند و يا به روابط و مسائل زناشويي نيز بچشم يكي از كارهاي خونه نگاه ميكنند!! متاسفانه آنها
بسرعت تحليل ميروند . از طرفي چون اين مسائل تمام ذهنيت اونها رو مشغول كرده ديگه داراي ذهنيت آرومي نيستند كه بخواهند پذيراي روحي يك مرد هم باشند.مسلماً آقاهه هم يه زندگي متروك رو در خونه پيدا ميكنه.از طرفي زنش جداً زحمت ميكشه و از طرف ديگه نه اون و نه همسرش چيزي دريافت نميكنند! نتيجه اينكه الكي خودشون رو راضي نشون ميدن و ماسك رضايت به صورت ميزنن.ولي روحياتشون رو مدفون ميكنند. 2-گروه دوم زناني هستند كه از مرحله بالا سالم بيرون ميان.اونها به خودشون و روابط عاشقانه في مابين در زندگي اهميت ميدن و نميگذارند مسائل اجتماعي خلوت اونها رو بهم بزنه.ولي خوشگل اينجاست كه اين زنان هم ناراضي هستند! اينها رو براحتي ميتونيد در اطرافتون ببينيد.زناني كه نوازش رو بسيار دوست دارند ولي بدليل تربيت غلط ، ناآگاهانه دچار انزجار از رابطه شده اند.تنها دليلي كه اونها حاضر ميشوند ايجاد رابطه كنند اين است كه طرف شوهرشونه و براي همين تسليم ميشوند!! يعني يك تجاوز آبرومندانه! من در مبحث نوازش گفتم كه اين تكنيك براي زمانيست كه رابطه جنسي جوابگوي زن نيست اما اين زنان با آن مورد فرق دارند.اينها در اثر نوازش به حالت روحي لازم ميرسند ولي از رابطه لذت نميبرند!در واقع نوازش اونها رو اقناع ميكنه ولي متاسفانه اين ارضا مصنوعي بوده و در دراز مدت شرايط وخيمي رو براتون رقم ميزنه.بعبارت ديگه آنها هميشه تشنه هستند ولي آب آنها را سيراب نميكند! اين افراد اگر براي خود ارزش قائل نشوند و ذهنيت قديمي را دور نريزند و به نيازهاي طبيعي خود بعنوان يك حق مسلم نگاه نكنند مسلماً به تيكهاي شديد
عصبي دچار خواهند شد.آنها براحتي دچار زدگي از زندگي ميشوند و پس از كله پا شدن تشريف ميبرند و به گروه اول مي پيوندند. 3-گروه سوم زناني هستند كه از مرحله دوم هم سالم بيرون مي آيند.ولي ايندفعه اينها خيلي خونگرم ميباشند و در نتيجه خودشون رو از اونور بام مي اندازن پايين!! دقيقاً مثل يك شمع كه داره از 2 طرف ميسوزه شعله زيادي ميدهند ولي فرتي هم به پايان ميرسن! مشكل اينجاست كه اونها در اثر سركوبهاي پياپي انتظار بيش از حدي از روابط جنسي دارند. اونها فكر ميكنند اينقدر بايد همخوابي با يك همسر عاشق شيرين باشد كه آنها را يه 10 دقيقه اي بيهوش كند! در واقع به عقيده اونها رابطه با همسر عاشق زماني حال ميده كه مثل زنبور عسل بعد از رابطه يكي از طرفين از بين بره!! متاسفانه سر خوردگي و انحراف در اين زنان بسيار زياد است چرا كه مفهوم آنها از سيرابي ، بدليل سركوب جنسي و زندگي مستمر در تخيلات و همچنين همواره در انتظار عاشق بودن ، چيزي خارج از توان يك رابطه جنسي ميباشد.اينها بايد در خودشان باز نگري كرده و نگذارند كه از حد اعتدال خارج شوند.اين افراد با يك ديد رومانتيك بسرعت علاقه خود را به همسر از دست ميدهند چرا كه شوهر نميتواند جوابگوي تصورات وي باشد.
٭
(0) comments
متلك…. يه ذره فكر كنين ببينين اين حركت چه معني داره؟! مفهومش كجاست؟! نتيجه اش چيه؟! اين حركت رو ما داريم بصورت فراگير در معابر عمومي ميبينيم اما چرا؟؟ عموماً اين آقايان هستند كه متلك مي گويند ولي خانمها هم خيلي بي تقصير نيستند و گاهاً اين وسط اونها هم يه نمكي ميريزند.شما كافيه يه نگاه به اطراف خودتون بندازين تا براحتي انواع و اقسام كلمات ريز و درشت رو كه اطرافيانتون بسمت همديگه شليك ميكنند رو ببينين. اين مهم چندين المنت داره كه من مهمترينش رو براتون فهرست ميكنم… 1-اوليش يعني من خيلي باحالم!!! شما طرف رو ميبينين ، وقتي تنها داره از يه مسير رد ميشه اينقدر معصوم به نظر مياد كه اين جيگرتون براش كباب ميشه! مثل بچه آدم سرش تو كار خودشه و آرومه.اما خدا نكنه همين فرد با چهارتا از دوستاش يجا جمع بشن! ديگه يارو ميشه يه سكوي پرتاب موشك! به هر ننه قمري كه رد ميشه يه جفنگي پرت ميكنه و بعد هم با دوستاش هِر هِر ميخندن! اين بين خيلي از پسرها رسم شده.اونها بايد يه چرتي بگن تا نشون بدن چقدر بچه با مزه اي هستند! يجور غيرمستقيم نشون بدن كه چقدر زرنگ هستن! يه حس كه نشون بده جنس مخالف براش اهميتي نداره! يه استحكام واقعاً پوشالي. و در نهايت اينكه بگن من كارم درسته بچه ها! جفنگ ميگم تا شما بخندين! شماها با من بهتون خيلي خوش ميگذره!..يه چيزي تو مايه هاي يه دلقك!!! 2-گروه دوم دارن نا خود آگاه يه خشم رو نشون ميدن.اونها يه فرد رو ميبينن و از ظاهرش اينطور برداشت ميكنن كه در حد و اندازه هاي اون نيستند. ولي بدبختانه بجاي اينكه فكر كنند اين تفاوت كجاست؟ دليلش چيه؟ اصلاً تفاوتي وجود داره يا نه؟ همه اينها رو ول ميكنند ميچسبند به ترور شخصيت.فكر ميكنن اينجوري مشكلشون حل ميشه.به عبارت ديگه خودشون قدرت ندارن يه پله بالا برن، تصميم ميگيرن ديگران رو يه پله بكشند پايين!
3-گروه سوم خيلي شبيه گروه قبل هستند.اونها دستشون به گوشت نمي رسه ميگن پيف پيف بو ميده! اونها حس ميكنند طرف مقابل خيلي متشخصه، وچون خودشون اين فاكتور رو ندارن، ميدونن كه هيچ شانسي براي بدست آوردنش ندارند.نتيجه هم كاملاً معلومه.چشم عسلي، جيگر، بخورمت وهزار تا پرت و پلا ديگه مثل اينها تحويل ملت ميدن! 4-گروه چهارم هم يه عده از دخترها هستند.گروهي كه واقعاً خودشون كرم دارند! اونها واقعاً به توجه نياز دارند و براي همين خودشون رو در موقعيتي قرار ميدهند تا متلك بخورند و خيالشون راحت بشه كه مورد توجه قرار گرفتند.خيلي از اين افراد رو داريم كه تا دو تا كلمه بهشون پرت ميشه نيششون رو تا بناگوششون باز ميكنن و خط ميدن.يه چنين دختري مسلماً يه بازيچه قرار ميگيره.دختري كه به اين سادگي تا تحت آماج قرار ميگيره، خودش رو خراب ميكنه چطور انتظار داره كه پسر به اون به چشم يه فرد قابل اعتماد نگاه كنه؟ مسلماً تمام حرفهاي پسره هم ناشي از صداقت نيست چون فهميده نقطه اي كه ميشه ازش خارج از چهارچوب يه نسيبي برد كجاست. تمام اين مسائل از فرهنگ و تربيت غلط نشات ميگيره.از عقده هاي ارتباطي كه در اجتماع وجود داره و اينجوري در رفتار افراد بروز ميكنه . همه هم خودشون رو به نفهمي زدن و كسي هم حاضر نيست قبول كنه كه شما امنيت نداري و نميتوني بدون اينكه زير زربين قرار نگيري نفس بكشي. نتيجه اين ميشه كه يه ديوار احمقانه بين مردها و زنها در اجتماع درست شده..شما نميتوني از يه زن آدرس بپرسي چون هم ميترسي طرف فكر كنه شما عجب آدم ناتويي هستي و هم ممكنه جواب دقيقي دريافت نكني !! مثلاُ ممكنه وقتي بپرسي : عذر ميخوام خانم..ساعت چنده؟ جواب بشنوي: برو گمشو پدر سگ!!!! خب اين يعني چي؟ يعني اينقدر ضربه ديدن كه هر چيزي رو يه ضربه تفسير كردن و واكنش نشون دادن. مشكل اينجاست كه خيلي از افراد هم ميدونند كه اين كار يه رفتار جنتلمنانه نيست ولي تا با دوستانشون دور هم جمع مي شوند باز هم اين بساط بي مزه بازي رو پهن ميكنند…
خانمهاي عزيز…متاسفانه شرايط بگونه اي شده كه شما نميتونين راست راست تو يه محل عمومي راه برين! …چيزي نيست كه شما بوجودش آورده باشين ولي مثل خيلي چيزهاي ديگه فعلاً شما مجبورين كه هزينه اون رو بپردازين. تنها چيزي رو كه بايد بدونين اينه كه اين رفتار يه رفتار ناشي از عقده و ضعفه .در مقابل اين رفتار نه واكنش نشون بديد و نه جبهه گيري كنيد.اون فردي كه اينگونه برخورد ميكنه بيشتر به ترحم احتياج داره ،نه تنبيه يا واكنش ،چون اينقدر ضعيفه كه اين تنها وسيله بروز شخصيتيش شده…ممكنه مورد توهين هاي ركيكي هم قرار بگيريد ولي باز بدونين كه جامعه ما بيماره و مشكلات اينچنيني حتماً گريبانگير افراد ساكن در اون خواهد شد…در انتها بايد بگم كه شايد اين جمله تعبير خوبي داشته باشه كه بهترين و منطقي ترين جواب براي بعضي ها خاموشيست…….. يك نفر هم توي صفحه حرفهاي شما به كمكتون احتياج داره .
٭
(0) comments
شناسايي يكي از كارهايي كه هميشه زنها و مردها در حال انجام اون هستند شناساييه.مسلماً دو نفر براي ازدواج بايد يكديگر رو كاملاً بشناسند تا بتونند فردي رو كه مكمل روحي وجسمي اونهاست ، انتخاب كنند.ولي متاسفانه داستان تا همينجاش قشنگه ! چون افراد اين شناسايي رو نصفه انجام ميدن! 2 نفر همواره شروع به كاووش در اخلاقيات و روحيات هم ميكنند تا در انتخاب اشتباه نكنن اما هيچوقت آخرين مرحله و يكي از مهمترين مراحل شناسايي رو انجام نميدن! يعني شناسايي جسمي. عاملي كه افراد با افتخار! يه خط روش ميكشند و اون رو مهم نميدونند در حاليكه شايد اين مسئله از نظر زناشويي مهمترين عامل نباشه اما از نظر حساسيت هيچ عاملي مهمتر از اون نيست.اين عامل در ابتدا مثل يك نقطه مي مونه اما بعد از ازدواج در اثر عدم همخواني آنچنان بزرگ ميشه كه كم كم تمام جونتون رو ازتون ميگيره! شما چرا فكر نميكنين كه بعد از اينكه تمام آيتم هاي يك نفر رو براي ازدواج چك كرديد نبايد يه چك پوينت هم براي مسائل جنسي قرار بدين؟ واقعاً مثل اينكه بعضيهاتون اصلاً خوشتون مياد خودتون رو بدبخت كنين.مسائل جسمي برخلاف اسمش كاملاً به روحيات و اعصاب ارتباط داره و اگر كوچكترين اختلالي در اون بوجود بياد به سادگي و مثل خيلي از اطرافيانتون، شما رو بجنگهاي عصبي هدايت ميكنه. ولي خيليهاتون اصلاً بهش فكر نميكنين .اصلاً انگار نه انگار كه اين عامل جزء شناسايه.كاملاً رفتارتون مثل آدميه كه رفته هندونه بخره! اصلاً از توش خبر نداره.كلي تو سر هندونه ميزنه اما آخرش شانسش پنجاه ، پنجاست.خواهش ميكنم اين حماقت رو مرتكب نشين.خيلي از دخترها به محض اينكه عاشق ميشن همه چيز براشون تمومه! مغزشون قفل ميشه! خيلي از پسرها هم به محض ديدن يه دختر خوشگل ديگه عقلشون كار نميكنه. بالا خونه، تعطيل! چون دخترها عشق رو پاسخگوي همه چيز ميدونند و پسرها هم فكر ميكنند يه دختر خوشگل لذت جنسيه بيشتري بهشون ميده!! نميخواين از اين مسخره بازيهاتون دست بردارين؟ نميخواين يكم تصميم بگيرين منطقي تر باشين؟ شما بايد بدونين كه بعد از ازدواج 70% دخترها ميفهمند كه آقا پسر اصلاً بلد نيست عشق رو با حرارت پيوند بزنه.كم كم ميبينند فقط يه هوس فيزيكي داره مرد رو بسمت همسرش ميكشونه! از اون طرف پسره تا قبل از ازدواج فكر ميكرده ميتونه سنگ رو بتركونه! اما بعد از چند مدت كه بادش خوابيد كم كم موتورش مياد پايين و كم مياره! گروهي هم بعد از ازدواج با همون دختري كه بقول خودشون مثل هلو! مي مونه تازه ميفهمن كه با
چه مجسمه اي ازدواج كردن! دختر اجازه تخليه كامل روحي رو به پسر نميده چون طبعش سردتر از پسره است و در نتيجه پسر بسرعت به سمت ناسازگاري و مشكلات حاشيه اي هجوم ميبره! حتي خيليها اصلاً از اندام همسرشون خوششون نمياد ولي مجبورند تمام لذتي رو كه سالها سركوب كردند و انتظارش رو كشيدند با چيزي كه تمايلي بهش ندارند پاسخ بدهند.آينده روحي اين افراد هم كاملاً مشخصه. شما بايد اين شناسايي ها رو انجام بدين.شما اصلاً قدرت جنسي خودتون رو نميشناسين. شما به الان نگاه نكين.يايد بدونين كه اين مسائل اهميتش بعد از ازدواج نمود ميكنه.آقايون، بدونين كه حتي سردترين زن دنيا هم اگر گرفتار شوهري بشه كه نتونه پاسخگوي نياز جنسي اون باشه، هيچوقت شوهرش رو نمي بخشه.
خانمها بدونين اگر اسباب نا رضايتي جسمي فراهم بشه شما بسرعت همسرتون رو از دست خواهيد داد.فقط كافيه براي اثبات اين مسئله بياد بيارين وقتي صحبت ساختن خانه هاي عفاف پيش اومد چه ولوله اي بين مردهاي متاهل! راه افتاد.همه نيششون تا بنا گوششون باز شد. اين مطلب پشتش حرفهاي زيادي نهفته كه من بهتره راجع به اونها سكوت كنم. ولي خانمها بدونين عقده هاي زيادي وجود داره و اتفاقات زيادي در حال اتفاقه كه شما ازش خبر ندارين. حالا اگر براتون مهم نيست به همين رويه گذشته ادامه بدين.من نميدونم شما تا كي قادر خواهيد بود با كسي كه هيچگونه جذابيت جسمي براي شما فراهم نمياره ،ميتونين آروم زندگي كنين؟ من انگشت شمار زن و مردهايي رو ديدم كه از نظر جنسي تطابق داشتن و مشكلات حاد هم تو زندگي داشتن اما بي نهايت زوجهاي هم فكر و هم فرهنگ ديدم كه بخاطر اين مسائل زندگي هم رو سياه كردن.يه سر برين دادگاه خانواده ببينين، بپرسيد كسي رو پيدا ميكنين كه تقارن جسمي خوب با همسرش داره و براي طلاق هم اومده؟ عامل خيلي از كدورتها اينه كه يكي از طرفين حس ميكنه كه جايگاه قبل رو نداره و اين باعث ميشه كه روي گفتار و حركاتش تاثير بذاره.اا 90% اين كدورتها با معاشقه نابود ميشه.چون حرارتي كه از معاشقه ايجاد ميشه همه چيز رو ذوب ميكنه و به فراموشي ميسپاره.اما دو نفر كه همخواني ندارن چطور اين شانس رو امتحان ميكنند؟ اونها اين شانس رو از دست ميدن كه مشكلات كوچك رو در نطفه خفه كنند و نتيجه هم كاملاً معلومه.شناسايي فيزيكي رو انجام بدين.اين خزعبلاتي هم كه اخلاقيون راه انداختن سالهاست كه رد شده.اونها هي بحث بچه گانه بي بند و باري رو وسط ميكشند و زر مفت ميزنند در حاليكه اين موارد اصلاً ربطي به هم نداره.حالا من نميدونم چه جوابي براي افرادي كه بخاطر اين قضيه بعد از ازدواج گرفتار فساد شدند دارند؟ آيا فساد اونها شامل اجتماع نميشه ؟ اونها حاضرند شما نابود بشين ولي خارج از مسير اونها حركت نكنين. اين يك جنايت بي كيفر در حق شماست. خودتون رو نابود نكنين. اين شناسايي حق شماست. بايد حتماً قبل از ازدواج از شريك آيندتون هم شناسايي روحي و هم شناسايي جسمي داشته باشيد تا بتونيد يگديگر رو كامل بشناسيد و گريبانگير مسائل بعد از ازدواج نشين….. مطلب امروز صفحه حرفهاي شما رو بخونين تا بفهمين من امروز براي چي به اين مبحث پرداختم.
|