سرزمين رويايي




٭

…..اينبار سلامي به تلخي خداحافظ

پنج ماه از زمانيكه شروع به نوشتن اين وبلاگ كردم مي گذره.از زمانيكه احساس كردم عدم شناخت مسائل داره به خيلي ها فشار مياره.از زمانيكه احساس كردم بايد براي مردمي كه عطش وحشتناكي براي دونستن دارن كاري كرد. نمي دونم چرا احساس كردم اين وظيفه منه. شايد چون رشته تخصصي من اينه. به هر حال درگيرش شدم. تمام انرژيم رو گذاشتم و نوشتم. از هيچ هزينه اي دريغ نكردم. بر اساس آخرين متد و پژوهشهاي انجام شده در انستيتو هاي جهاني مسائل رو مطرح كردم تا جاي هيچ شبهه اي باقي نمونه. خودم رو معرفي نكردم تا ذهنيت، يك جنسيت بر فضاي علمي سايه نندازه. فكرم رو گذاشتم براي ارائه آموخته هام…
حالا كه به پشت سر نگاه ميكنم ميبينم سرزميني وجود داره كه افراد با ورود به اونجا ميتونن پاسخ سولاتي رو بگيرن كه درگيرشون كرده.يه سرزمين رويايي.بالغ بر پنجاه مقاله در زمينه هاي مختلف كه براحتي در اختيار افراد قرار داره تا كليدي بشه براي آرامششون. شايد اين كار وظيفه آموزش پرورش بود تا در قالب يه واحد درسي اين مهم رو به سر انجام برسونه. ولي ديدم اونها اينقدر مشغول مكيدن خون مردم هستند كه اميدي به بيداريشون نيست.
من در مقالاتم راه حل ندادم و فقط مسائل رو حلاجي كردم تا باعث بشه شما مجبور بشين كه فكر كنين. براي من مهم اين نبود كه حرفهاي من سريعاً پذيرفته بشه. من ميخواستم راهي پيدا بشه تا با يك درگيري فكري خودتون به جواب برسين. بعضي ها به من ميگفتند كه تو شعار ميدي! من روزي جواب اينها رو ندادم چون به اعتقاد من اين افراد در حال آوردن دليل براي تنبلي خودشون هستند. من از متدي حرف زدم كه در سراسر دنيا در حال تدريس و اجراست. آيا فقط ما ايرانيها كه ادعامون گوش فلك رو پاره كرده عرضه نداريم چشما نمون رو باز كنيم؟ من دريچه رو به اين افراد شناسوندم تا ديگه پشت جمله زنگ زده “فرهنگ ما اينجوريه “ نتونن قايم بشن. ببينند كه ميشه تغيير كرد و بدونن زندگي زاويه هاي ديگه اي هم داره...انسانها يا ليدر هستند يا دنباله رو.اين افراد ليدر هستند كه تحول ايجاد ميكنند و بقيه هميشه منتظر كسي هستند تا آنها را نجات بدهد.ليدر كسي نيست كه رهبري ميكنه بلكه فرديه كه توان حركت داره. من نميگم كه تمام انرژيتون رو بذارين و خلاف جهت آب حركت كنين. من ميگم مواظب باشين آب شما رو نبره. شكست خورده ها هميشه ناله ميكنن كه تمام سعيشون رو كردند ولي اين برنده ها هستند كه با شاهزاده هاشون ميرقصند…هر فرد خودش مسئول خوشبخت كردن خودشه.

آخرين چيزي كه قبل از خداحافظي بهتون ميگم پاسخ آخرين سوال كوئيز من بود.

آندره ژيد نويسنده كتاب مائده هاي زميني در انتهاي كتاب ميگويد: كتاب من را دور بيانداز. مگذار متقاعدت كند. به خود بگو اين هم يك روش رسيدن به خوشبختي است. هر انساني راهي جداگانه دارد. تو راه خود را بجوي…..



بدرود و موفق باشيد.

بابك.
پاييز هزار و سيصد و هشتاد و يك.



(0) comments
٭

خيانت …
قسمت آخر

7-كسالت.اين نيز يكي ديگر از عوامليست كه باعث ميشه افراد در دراز مدت تن به خيانت بدهند.اين مورد بدليل اين ايجاد ميشه كه زوجين انگيزه لازم رو براي ادامه از دست ميدهند.به عبارت ساده تر دخترها و پسرها در زماني كه تحت شديدترين ضربات روحي قرار دارند و احساس خلاء داخلي ميكنند تصميم به ازدواج مي گيرند! اين يعني شما انتظار داريد، ازدواج براتون يك وسيله رهايي از پوچي بشه! منتظريد يك نفر بياد و شما رو از اين وضع نجات بده! يك نفري كه در واقع خودش هم به همين مصيبت گرفتار شده! اين انتظار بي مورد ، كه ازدواج از بين برنده مشكلات مي باشد و آسايش روحي فراهم مي آورد، باعث ميشه كه فرد بعد از ازدواج احساس كنه كه يه چيزي خورده تو صورتش! چون ميبينه كه مشكلات حل نشدن، بلكه عوض شدن! يك مرتبه روند زندگيش رو به صورت يك خط صاف بي مصرف ميبينه! همه چيزها اعصاب خورد كن ميشه و ارزشش رو از دست ميده. تمام عقده ها و آرزوهاي از دست رفته يك مرتبه پيداشون ميشه و به فرد دستجمعي سلام مي كنن! سرتاسر وجود فرد رو حس تباهي و از دست رفتن ميگيره. روزمرگي ماجرا هم مزيد بر علت ميشه تا شكنندگي شخص به چشم همسر چيز زياد جدي نياد! چراكه همسر فكر ميكنه اين هم يكي از نوسانات روحي عادي ميباشد.اما در بطن ماجرا افراد از اينكه در ازدواج حل شدند احساس بدي بهشون دست داده.انتظارات بالا ميره و كار به جاهاي بديگري مثل مشاجرات و دعوا ميكشه.زن از مرد انتظار درمان

داره و مرد هم از زن انتظار تيمار.اما هيچكدوم نمي دونن چه مرگشونه ! ولي مي دونن اينقدر شكننده هستند كه كاري براي ديگري از دستشون بر نمياد.اين وضعيت ممكنه تا جايي پيش بره كه افراد از همديگه خسته بشوند و فكر كنند بايد پنجره ديگري بروي خود باز كنند! بارها تاكيد كردم كه ازدواج رو در زمانيكه احساس توان و قدرت ميكنيد انجام بديد نه زمانيكه شكننده و ضعيف هستيد.ازدواج يعني بتوانيد مسئوليت يك نفر رو بر عهده بگيريد نه اينكه وزنتون رو بر دوش ديگري بندازين.مطمئن باشيد در غيز اينصورت پوچي ازدواج بدجوري در افكارتون رژه خواهد رفت.

8-يك ، يك! اين هم عامل ديگه خيانت ميباشد.زمانيكه فرد ميبينه همسرش داراي قيود اخلاقي نيست و اهميتي براي كانون خانواده قائل نميشه براحتي به خودش اجازه ميده كه بازي رو مساوي كنه! چون ديگه براي اون هم اصلاً اهميتي نداره كه بخواد به اصولي كه همسرش بهش پايبند نيست پايبند باشه.بي بند و باري يكي از ركن هاي خانواده چيزيه كه اول پدرصاحاب ركن ديگه رو در مياره و داغونش ميكنه و سپس اون رو به آرامي به سمت خودش ميكشونه و درگيرش ميكنه.بايد بدونين اين اتفاقات مربوط به يه قشر خاص نيست بلكه براحتي جريان رو طوري براتون رقم ميزنه كه ممكنه خود شما گريبانگيرش بشين.پس دقت كنيد.


9-مسائل اخلاقي.
اين هم دليل ديگريست.هوس! همانطور كه گفتم بعضي از افراد به گروه خاصي تعلق دارند. براي اينان همخوابي با غير، دليل بر عدم علاقه به خانواده نيست! برعكس خيلي از اونها هم خانواده دوست هستند.اما يه هوس براي ايجاد رابطه همواره با آنان ميباشد.آنان قيود بين رابطه عاشقانه و رابطه از روي هوس را كاملاً از هم جدا كردهاند اما نه از منظر فلسفي بلكه از ديد خودخواهانه! آنان براي خود اين حق را قائل هستند كه خارج از كانون خانواده هم لذت جنسي كسب كنند چراكه خانواده رو متعلق به خود ميدانند اما خود رو متعلق به خانواده نمي پندارند.اين افراد فكر ميكنند يه چيزي فراتر تز خانواده هستند و در نتيجه در صورت بوجود آمدن امكان تطمع جنسي درنگ نميكنند.متاسفانه گرسنگي هاي جنسي قبل از ازدواج و بستن پيوند زناشويي قبل از رسيدن به شرايط لازم باعث ميشه كه فرد فكر كنه اون جوري كه بايد در زندگي جنسي نتونسته لذت ببره و همواره فكر ميكنه يك چيزي از ديگران عقبه!! چون تربيت غلط جنسي تعدد رابطه براي مرد رو افتخار و امتياز ميدونه نه كيفيت و سلامت رابطه رو.اين عقده ها و مسائل باعث ميشه كه مي شنويد فردي كه داراي زندگي آروميه گاهي داره زير آبي ميره……….



(0) comments
٭

خيانت …
قسمت دوم

در مبحث قبل شروع كردم به معرفي دلايل و حالاتي كه فرد ممكنه بواسطه اونها به سمت خيانت كشيده بشه.بدليل طولاني بودن بحث مجبور شدم اون رو به چند قسمت تقسيم كنم.و اما ادامه….

5-مسائل اقتصادي.اين هم يكي از دلايل خيانت ميباشد.اما اصلاً منظورم افرادي نيست كه بخاطر فقر مادي دست به خود فروشي مي زنند چون اون مورد جزء دسته خيانت جمع بندي نميشه.بلكه منظورم كساني است كه شرايط اقتصادي مسائدي دارند و به سوي خيانت كشيده ميشوند.خودتون هم بارها شنيدين كه مثلاً فلان زن با اينكه وضعش خوبه و هيچ مشكلي نداره معشوقه هم داره!واقعيت اينه كه جامعه ما خيلي بي رحمه و پول رو حلال همه چيز ميدونه! عموماً افراد به زنهايي كه شرايط مالي مسائدي دارند هيچ حقي نمي دهند در حاليكه اين افراد واقعاً شكننده تر از بقيه هستند.تازه اگر يك روز يكي از اونها شكايتي هم بكنه همه بهش ميگن: كوفت! مرض! پول كه داري! چه مرگته ديگه؟!! اما جريان چيز ديگه ايه.اين افراد بدليل آرامش روحي بيشتري كه در اختيار دارند زمان بيشتري را از همسر براي خود طلب ميكنند! آنها چون درگيري فكري كمتري دارند با آرامش بيشتري سهم عاطفي خود را مي جويند.آنها انتظار بيشتري ار همسر دارند براي اينكه نگراني كمتر در زندگي باعث ميشود نيازهاي خود را بهتر بشناسند. ولي اكثراً همسران آنها براي بوجود آوردن اين شرايط در گيريهاي كاري شديدي دارند.آنها حتي در زمان استراحت نيز فكرشان حول مسائل كاري مي گردد و آرامش كافي براي درك احساسات زن را ندارند.از همه بدتر چون پول به اندازه كافي در اختيار وي قرار ميدهند فكر ميكنند وظيفه خاص ديگري بر دوش آنان نيست.در نتيجه كمتر نيروي ذهني خود را براي جذب همسر بكار ميبرند.آنها عموماً خسته به خانه مي آيند و زمان باقي را براي استراحت خود ميخواهند و مسلماً توان ندارند كه پاسخگوي همسر خود باشند.از آن طرف زن براي جبران اين خلاء به مسائل حاشيه اي مثل خريد فلان وسايل و يا انجام
يكسري فعاليتهاي بي تاثير مثل كلاسهاي نميدونم چي و چي پناه مي برد تا شايد بتواند ذهن خود را منحرف كرده و خلاء را احساس نكند. مرد نيز كه شرايط را اينگونه ميبيند حدس نمي زند كه جريان چيز ديگه ايه! بلكه فكر ميكنه همسرش اينجوري مجاب ميشه.از نظر روانشناسي رفتار تصنعي و توام با تظاهري رو كه در حالات اين افراد مشاهده ميكنيد دليلش پوشانيدن همين تشنگي ميباشد.نتيجه اينكه براي فردي كه از خارج براي كسب لذت وارد سيكل زندگي اين افراد ميشود زدن هدف كار چندان سختي نخواهد بود. فقط كافيه كه بتونه پاسخگوي اين حفره روحي باشه.كاري كه در اصل همسر بايد انجام ميداد ….

6-سيرابي كامل.اين گره ايست كه بدست زنان باز ميشه اما متاسفانه اكثر اونها اصلاً ازش اطلاعي ندارند! بارها به من ايميل زده شده مبني بر اينكه مرد با فاصله هاي روزانه كوتاه دوباره قصد ايجاد رابطه رو داره و زنها همواره از اين شاكي بودند كه چرا هر وقت كه مرد دوست داره بايد رابطه ايجاد بشه! واقعيت اينه كه تقصير خودتونه!ببخشيد، ولي دندتون هم نرم! براي اينكه اصلاً توجهي به اين مسئله نمي كنيد كه زمانيكه مرد به مرحله انزال مي رسه دليل نميشه كه اقناع شده باشه و حس جنسيش فروكش كرده باشه.يا يه كاري رو انجام ندين يا درستش رو انجام بدين.زنها عموماً در روابط جنسي فعاليت و حرارت كافي بخرج نمي دهند.اونها بايد دقيقاً بر عكس رسم فعلي سعي كنند كاملاً روي كار سوار
شده و عنان اختيار رو در دست بگيرند.زني كه در زمان ايجاد رابطه تلاشي رو انجام نمي ده رابطه رو يكطرفه ميكنه ،حس يجور تحميل رو بمرد القا ميكنه.اين وضعيت باعث عدم رضايت روحي و رواني مرد شده و در نتيجه اثر رابطه براحتي از بين خواهد رفت. مسلماً روز بعد مي بينيد كه مرد تمايل به ايجاد رابطه مجدد داره!چون بدبخت هنوز تشنه ميباشد! اين وضعيت اينقدر با عدم سيرابي ادامه پيدا ميكند تا رابطه جنسي بسرعت فاقد تاثير بشه و تشنگي سراسر وجود مرد رو فرا بگيره. مردان در اين لحظات فكر مي كنند دليل در عدم جذابيت مي باشد پس اعلام ميكنند كه از همسر خود خسته شده اند و او را يكنواخت مي يابند! بعضي از آنان هم سعي ميكنند در پس پرده با ايجاد تنوع! راهي براي فرار از اين وضعيت بيابند.ولي اگر زن رابطه رو حق خودش بدونه و در زمان اون سعي كنه حرارت رو افزايش بده و به اصطلاح رمق مرد رو بگيره ميتونه خيالش كاملاً راحت باشه كه مرد به هيچ عنوان به سمت مسائل حاشيه اي نمي ره.اين نكته رو هم بدونين كه برخلاف انتظار شما ، مردها در صورت ارضا كامل خيلي ديرتر از زنها تمايل به ايجاد رابطه پيدا ميكنند .اگر مرد شما همچنان تشنه ميباشد شما مسلماً بي تقصير نيستيد…..

ادامه دارد…..




(0) comments
٭

خيانت…
قسمت اول

اين عامل باعث بهم ريختگي اعصاب و روان شده و همواره افراد ترس عجيبي از آن در دل دارند.بايد بدونين كه خيانت تنها زماني اتفاق ميافته كه فاصله بين زوجين از يه حدي بيشتر بشه و سردي روابط رو فرا بگيره.اين اتفاق بطور كاملآً خزنده صورت ميگيره كه ريشه در فرو ريزي فيزيكي بصورت آشكار و نابودي رواني فرد بصورت پنهان داره.نكته ديگر اينكه با مطالعه اين بخش متوجه ميشين كه خود در به انحراف كشيدن يك فرد چقدر تاثير داريد .حالا المنتهايي رو كه باعث ايجاد اين مهم ميشوند رو براتون توضيح ميدهم…

1-عدم پاسخگويي روحي.اين بلايه كه معمولاً آقايون سر خانمها مي آورند.زنان عموماً يك خواسته اصلي دارند و آنهم اينكه مورد التيام روحي قرار بگيرند.اما متاسفانه بسياري از آقايان داراي اطلاعات ادراكي زن نيستند و بدليل تربيت و فرهنگ خودخواهانه اجتماعي همواره خر خود را مي رانند و اصلاً تشنگي روحي همسرشان را نمي بينند!در اين حالت زن نيز ممكنه دچار فروريزي شخصيتي بشه.به اين معني كه زمانيكه مهمترين در خواستش از جانب همسرش رد ميشه براحتي نتيجه مي گيره كه موجوديتش براي مرد مفهومي ندارد.اونوقته كه مثل يك شكم خالي كه آماده بلعبدن هر غذايي است كوچكترين پالسهاي محبت رو از اطرافيان جذب ميكنه و اين ميشه كه شما گاهي مي شنويد فلاني علاوه بر شوهرش يك معشوقه هم داره!
2-عدم پاسخگويي جنسي.كشتم خودم رو بستكه از اهميت اين موضوع گفتم.ولي مي خوام يه خبر بامزه بهتون بدم! افراد مجرد فشار سنگيني رو تحمل مي كنند و انرژي شديدي رو هزينه مبارزه با خواسته طبيعي خود مي كنند. بعد هم بدليل عدم شناسايي صحيح ممكنه تن به ازدواج با فردي رو بدهند كه قادر به جوابگويي جنسي آنان نيست.حالا بايد نويد اين رو بهتون بدم كه فشاري رو كه الان تحمل ميكنند حتي يك هزارم فشار گرسنگي جنسي بعد از ازدواج هم نيست!
چراكه در آن زمان افراد بصورت مستقيم و فيزيكي تحريك مي شوند، اما اقناع نمي گردند! فشاري غير قابل تصور كه هر متهمي رو وادار به اعتراف ميكنه!! واقعاً فكر ميكنيد چرا خيلي از افراد بعد از ازدواج سريعاً پير مي شوند؟ افسرده و كم حرف يا عصبي و پرخاشگر مي گردند؟ اين فشار ها آنچنان روح و روان افراد رو به هم مي ريزه كه فرد ناچار به ايجاد رابطه خارج از چهارچوب ميشه.بايد بدونين كه تمام افرادي كه به اين سمت كشيده مي شوند افراد با خانواده اي هستند كه قبل از ازدواج مثل خيلي از شماها حتي فكر در اين مورد رو كثيف مي دونستند حال ببينيد چه فاجعه رواني به آنان وارد مي آيد كه آنها خيانت را حق خود مي پندارند!
3-عدم رضايت جنسي(مردان) –در مورد آقايان بايد بگم خيلي از اونها فكر ميكنند قدرت جنسي بالايي دارند! من فقط براشون يك سر به نشانه تاسف تكون مي دهم ، چون مي دونم پسري فاقد تجربه يا داراي تجربه هاي بي ارزش نميتونه توان جنسيش رو تشخيص بده.در واقع قدرت جنسي نياز به تمرين و ممارست دارد و اصلاً يك چيز حسي نيست كه شما فكر كنيد زيادش رو داريد!! خيلي از شما بدون اينكه متوجه بشيد خود عامل متلاشي شدن زندگيتون ميشين.مرداني
كه از تكنيكهاي جنسي، نحوه و زمان كاربرد اونها اطلاعي ندارند و رابطه رو در معاشقه و دخول مي پندارند! اينان بدست خود باعث مي شوند كه روابط فيزيكي بسرعت جذابيت خود رو از دست داده و به يك امر روزمره و ميكانيكي تبديل گردد.تا جائيكه زنان صرفاً مجبورند براي حفظ زندگي تظاهر به لذت بكنند! نكته اينكه اگر هم اعلام عدم رضايت كنند مرد احساس ميكنه كه مردونگيش زير سوال رفته و اونوقت حالت تهاجمي ميگيره و شر راه مي اندازه يا كينه به دل ميگيره. از طرف ديگه باباجون هيچكدوم بلد نيستند.نه مرد و نه زن.اين چيزي نيست كه بشه تزريقش كرد.نه ديگه زماني وجود داره و نه راهي براي تمرين و آموزش.وضعيت نابهنجاري شكل ميگيره كه فقط به خاطر عدم حركت در مسير توصيه شده ميباشد.نتيجه نهايي اينكه عموماً زن به مرحله دوم سوق پيدا ميكنه و نتايج وخيمي رو رقم مي زنه.
4-عدم رضايت جنسي(زنان) –متاسفانه حجب و حياي احمقانه زنان و همچنين عوامل خجالت آوري كه به عنوان نجابت و ارزش داره ازشون ياد ميشه، باعث شده ما ضمن به مسخره گرفتن شعور انسان! ضربه سنگيني رو به كانون خانواده بزنيم.تمام موارديكه به غلط باعث شده تا شخصيت زن با انزجار از روابط جنسي شكل بگيره و بي اطلاعي از اقداماتي كه زن در حين روابط بايد انجام بده باعث ميشه كه سردي ناراحت كننده ايبه مرد دست بده تا حدي كه عملاً مرد احساس كنه با يك تكه گوشت مرده همبستر شده! اين عدم گرمي زنان و ابراز بي علاقگي آنان باعث مي شود مرد در مقابل زناني كه كارشان را بهتر مي دانند مقاومت كمتري بعمل بياورد.اينبار زن با يك حماقت ناخواسته باعث راندن مرد مي شود چرا كه فكر ميكند بصرف اينكه همسرش با وي همبستر ميشود و به انزال ميرسد اقناع گشته!در حاليكه تسليم شدن و آماده بودن در ايجاد رابطه نيست بلكه حرارت ايجاد كردن در رابطه ميباشد.
ادامه دارد..............





(0) comments
٭

فاصله….
قسمت دوم


در مبحث قبل تعدادي از موارديكه باعث ميشه در زندگي مشترك بين زن و شوهر فاصله ايجاد بشه رو براتون فهرست كردم.
واما بقيه موارد….

5-ازدواج از روي نياز جنسي.يكسري از ازدواجها دقيقاً اين شكلي هستند .افرادي كه براي ارضاء جنسي راه به اصطلاح صحيح! اون رو انتخاب ميكنند.در حاليكه نميدونند ازدواج پاسخگو هست اما هدف و دليل نيست.فرد دچار فشار شده، امكان تخليه هم نداره، در و ديوار رو بشكل جنس مخالف ميبينه! و مثل بشكه ايه كه فقط پر ميشه. بايد قبل از تركيدن يه كاري انجام بده. مسلماً اين ازدواجها بعد از سيرابي نتيجه وحشتناكي داره: انزوا طرفين و مخصوصاً ضربات شديد روحي به زنان. بدليل عدم هم خواني شخصيتي مرد فقط تونسته مشكل دروني رو بكشه اما موارد ديگر قابل علاج نيست.همسر براش ميشه يه وسيله خونه كه يه استفاده خاص داره تا وقت نياز ازش استفاده كنه! نه ميتونه تخليه روحي انجام بده و نه به همسرش توجه درستي بكنه چون چيزي كه از يه همسر انتظار داشته ، بغير از موارد فيزيكي ( تازه اونهم شايد) اجابت نشده.
6-تعبير غلط. متاسفانه فشارهاي رواني و سركوبهاي جنسي عاملي ميشه كه فرد گرايشات رو به غلط عشق تعبير كنه.فاجعه اينه كه اين حالت مثل مه روي همه چيز رو ميگيره و آدم رو كور ميكنه.خيلي از افراد عملاً هيچ شناختي از هم ندارند ولي عاشقند! طرف تو كف دختر همسايه رفته! هر روز ميبينه كه اون ميره و مياد، سرش پايينه و اين رو هم تحويل نميگيره! اصلاً حتي يه كلمه با هم حرف نزدن كه ببينن طرف كي هست! ولي در پس پرده ضمير نا خود آگاه اين مجهول و دست نايافتني بودن يه عامله كه داره ايجاد گرايش ميكنه .بعد از مدتي گرايش معني پيدا ميكنه و نتيجه مساويست با عشق!حالا طرف زن ميخواد اونهم دختر همسايشون!

7-گذشت! خيلي از افراد براي بدست آوردن يه دختر از يه سري مسائل رد ميشن! ميگن مهم نيست.حالا تا ديروز رضايت نميدادن ولي الان ديگه بخاطر دستيابي به طرف موردي نداره! بعضيهاشون حتي فكر ميكنن بعد از ازدواج اين نقصها رو ترميم ميكنن يا درستش ميكنن يا آموزش ميدن و نظاير اين اشتباهات اسفناك. متاسفانه اين قضيه رواج داره و نتيجه اش اينه كه مسائل كوچك بعد از ازدواج دوباره نمود ميكنه و اينبار يه جورايي هم حتي دهن كجي ميكنه! يه چيزي رو رك بهتون بگم.آقايون و خانمهايي كه ايده آل براتون مهمه، شماها خيلي بيجا ميكنين بصرف اينكه عاشق يه نفر هستيد از اون موارد چشم پوشي ميكنيدچون بعد از ازدواج اين موارد دهن باز ميكنه و زندگيتون رو مي بلعه!اگر عشقتون رو از دست بدين اشكال نداره اما حق ندارين باعث بشين يه كانون گرم تبديل به جهنم بشه.قبل از هر چيز چشماتون رو باز كنين.
8-مقايسه كردن .همه مي خوان بهترين مال اونها باشه.هركس يه ايده آل رو كرده ملكه ذهنش و تو فكر اونه! يا مثلاً چند تا دوست داشته و خصوصيات مثبت همه رو جمع كرده و حالا از همسرش انتظار داره كه همه اونها رو داشته باشه!! اصلاً چنين چيزي امكان نداره.هركس يه خصوصياتي براي خودش داره كه نشون دهنده اون فرده و نه ديگري.مشكل اينه كه خيلي ها بدليل ضعف در عملكردهاي ارتباطي، فرد رو با قبول نقاط ضعفش نمي پذيرند، بلكه قبولش ميكنن و در ذهنشون مي خوان اصلاحات روش انجام بدن!متاسفانه نتيجه اينكه اين كار تقريباً ميسر نيست و بعد از مدتي باعث خستگي و بروز فاصله روحي رواني بين زوجين ميشه.

9-تكراري شدن.اين تنها دليلش اينه كه افراد خلاقيت طراحي زندگي رو ندارند.قدرت ايجاد تغييرات رو ندارن و بدبختي اينه كه حاضر نيستند اين واقعيت رو هم قبول كنند!ايراد رو ميذارن رو همديگه و به خودشون حق ميدن از زندگي فاصله بگيرن! تغيرات و ايجاد لحظات شيرين چيزي نيست كه اون رو توي سيني بذارن و تحويل شما بدن تا ميل بفرمائين ! بلكه چيزهايي هستند كه خود شما بايد بوجودش بيارين.اينكه انتظار داشته باشين همسرتون براتون تنوع بوجود بياره يه فكر خام بيشتر نيست.
10-پشيماني. متاسفم ولي بايد بگم اين گروه نابود شدند و كاري نميشه براشون انجام داد.طلاق راهيه كه وجود داره ولي در ايران اين امكان بستگي به قدرت فرد داره. پس براي خيلي ها بازي تمومه.بدونين درصد بالايي از مردان و زنان كه ميشناسين در ضمير ناخودآگاهشون شديداً درگيرند.چون بدون رعايت شرايط ازدواج دست به اينكار زدند.اونهايي هم كه جسورترند در پس پرده بازي ديگه اي رو آغاز ميكنند و بقيه هم افسرده و نالان فقط گذران عمر ميكنند.پس به آينده اي كه پيش رو داريد با دقت بنگريد….



(0) comments
٭

فاصله…
قسمت اول.

يكي از نكاتي كه همواره بعد از چند سال كه از زمان ازدواج مي گذرد اتفاق مي افتد مسئله فاصله افتادن بين زنها و شوهرهاست.اين مسئله بخاطر عوامليست كه افراد در ايجاد آن تعمدي ندارند اما در ضمير ناخودآگاه افراد اتفاق مي افتد و باعث ميشود كه فرد دچار درگيريهاي ذهني شود.من چند مورد از آنها را برايتان فهرست ميكنم….
1-ذهنيت غلط.زن و مرد در روزهاي آغازين زندگي واسه هم هلاكند! مدام بهم ميگن فلاني، توروخدا بيا جاي من نفس بكش! اونها براي بدست آوردن همديگه خودشون رو خفه ميكنند.انرژي شديدي مصرف ميكنن .تمام كارهاشون رو كنسل ميكنن و ميچسبند به شيرين كردن زندگي! اما پس از مدتي ديگه تعطيلات تموم شده! و آقايون بايد به كارهاي ديگه هم بپردازند.اين مسئله از جانب زنها پذيرفته نيست! اونها اين افت رو كم شدن علاقه تفسير ميكنن! چون متاسفانه انتظار دارن كه هوا هميشه آفتابي باشه! خيلي ساده پس از كم شدن التهاب آغازين زنها به اشتباه فكرشان مشغول اين مورد ميشه كه جايگاه نخست رو از دست دادند! چون آقاهه مثلاً روزي 20 بار تلفن ميكرده حالا شده روزي 1 بار! در نتيجه يك بحران خزنده در ذهن اونها آغاز ميشه .تنها
بدليل اينكه اونها ظرفهاي احساسي مردها رو نميشناسن .

2-مالكيت.يه ذهنيت باعث ميشه كه زن و مرد اول ازدواج به هم تعهد بدهند كه هيچگاه به هم خيانت نميكنن! اين تعهد خيلي خوشگله اما يه اشكال كوچك داره! اونهم اينكه از نظر روانشناسي مثل راه رفتن روي باتلاق ميمونه! چون مرد يا زني كه از قدرت خود در جذب و جلب همسرش مطمئن نيست يه چنين تعهد بي اعتباري رو وسط ميكشه .تمام زنها و مردهايي كه خيانت ميكنن اين تعهد رو دادند! اشكال اينجاست كه اين حربه بي مزه باعث ميشه كه فرد ضعفش رو پشت اون قايم كنه.كسي از مطرح كردن اين مسئله نيتي نداره ولي ضعف باعث ابراز اون ميشه چون حس ميشه كه الان يه زنجير نامرئي مانع از دست دادن همسر ميشه! اين قرارداد باعث ميشه فرد ناخودآگاه ديگه تلاش كمتري انجام بده چون ميگه همينه كه هست! غلط هم ميكنه زيرآبي بره چون قول داده! واقعيت اينه كه شما اگر به خود و همسرتون اعتماد دارين ديگه مطرح كردن اين مسائل دليلي نداره.اين محكم كاريها در روانشناسي نشونه اينه كه در زواياي باطني فرد اشكال پنهاني شكل گرفته.
3-عدم كاووش.افراد در سالهاي ابتدايي شديداً ميخواهند هميديگه رو بشناسن.اونها براي هم تازگي دارند.اما بعد از مدتي كه از يكسري قيود رها شدند و سيراب شدن فكر ميكنن بعله ديگه ما همسرمون رو بدست آورديم و ديگه لازم نيست كاووش كنيم تا بشناسيمش و بتونيم بهش نزديكتر بشيم! اشكال اينه كه افراد اين شناساييها رو براي جذب كردن انجام ميدن و نه براي درك كردن! نتيجه اينكه بعد از جذب كردن مسلماً ديگه كاووش مفهومي نداره و طراوت از بين ميره. ولي افرادي كه مبنا رو درك كردن ميذارن چون حالات افراد در هر مرحله سني متفاوت است اونها مدام بايد در حال كاووش باشن و مسلماً طراوت هميشه وجود دارد.

4-سكون.اين كشنده ترين عامل يك ازدواج توسط يك زنه ! كه از اتمام بار علمي و سكون فكري نتيجه ميگيره.باز زنها شاغل چون با محيط بيرون در ارتباط هستند دايره اطلاعاتي بازتري دارند ولي خانمهاي خانه دار كه هم فضا و هم زمان نسبتاً كافي براي مطالعه و تحقيق دارند نيروشون رو ميذارن رو گوبلن بافي و تلفن و برنامه هاي بي مزه تلويزيون!خانمها بدونين اگر مي خواهيد زندگي مثال زدني داشته باشين وظيفه دارين هم صحبت خوبي باشيد. هيچ مردي زمان بودن با زني رو كه با مسائل روز دنيا آشناست و صاحب نظره رو از دست نميده.ناز مفت هم نكنين! بي تعارف حرف زدن با بعضيهاتون واقعاً كسالت آوره.هيچي ندارين كه ارائه بديد و فقط تائيد ميكنيد. بعضيهاتون هم كه پز دادن خفه شون كرده.ميرن يه اراجيفي رو ميخونن بعد هم اسمش رو ميذارن روشنفكري! شما بايد مسائل روز رو بشناسين، اتفاقات دنيا رو پيگيري كنين، بجاي اين اراجيف مجله هاي خانواده كه سراسر دروغ و چرت و پرته روزنامه صبح رو بخونين، اين چيزها بشما هم مربوط ميشه. وقتي بار علمي خودتون رو بالا ميبرين ديگه مرد با شما تحليل ميكنه، تجزيه اطلاعات ميكنه،اون وقت ممكن نيست زمان با شما بودن رو از دست بده.بي تعارف مرد زماني از حرف زدن با شما به خميازه مي افته كه شما از مشكلاتي حرف ميزنين كه براي اون خيلي پيش و پا افتادست…خودتون رو جمع و جور كنين.

ادامه دارد……



(0) comments